حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
211
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
خود را آزاد كنند . چون اسلام بندگى را امر عرضى ميداند وسايل زيادى براى آزاد شدن بندگان در نظر گرفته است خداوند در قرآن ميگويد : وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ . « 1 » يعنى : از بندگان شما آنها كه به مكاتبه راغبند اگر در آنها خيرى سراغ داريد با آنها قرار مكاتبه بگذاريد و از مال خدا كه بشما داده است بدانها بدهيد . مقصود از مكاتبه اين بود كه بندهاى با آقاى خود قرار كند كه مبلغ معينى باقساط بپردازد و پس از آن آزاد شود ، اگر مالك با اين قرار موافقت ميكرد بنده خود را آزاد مىنهاد تا بوسيلهء كسب ، اقساط مكاتبه را فراهم آورد . فقيهان اسلام اتفاق دارند كه مكاتبهء بندگان مستحب است . مطابق يك روايت نظر احمد بن حنبل اين بود كه اگر بندهاى پرداخت مبلغى معادل قيمت خود يا بيشتر از آن را به عهده گيرد واجب است كه مالك تقاضاى او را بپذيرد و او را آزاد نهد كه بهر كارى ميل دارد مشغول شود و براى پرداخت مبلغى كه تعهد كرده پول پيدا كند . اگر بندهاى كه با مالك قرار مكاتبه مينهاد پس از پرداخت يك يا چند قسط از پرداخت بقيه استنكاف ميكرد اگر پولى داشت كه ساير اقساط را بپردازد ، به نظر حنفيان مجبور بود بپردازد تا دوباره در صف بندگان درنيايد ، و اگر پولى نداشت به نظر مالكيان مجبور بود كه كسب كند و خود را آزاد كند . به نظر فقيهان بايد در پيمان مكاتبه حالت و استعداد بنده را رعايت كرد بعلاوه كوچكترين وعدهاى كه از طرف مالك به بنده داده شود و حتى احتمال وعده مالك مكاتبه را لازم مىكند . چنان كه گفتيم اسلام پيروان خود را تحريص مى -
--> ( 1 ) - سوره نور آيه 34