حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
212
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
كند كه بندگان خويش را بدون عوض و براى رضاى خدا آزاد كنند خداوند ميگويد : أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ . وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ . وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ . فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ . وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ . فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ . يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ . أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ . « 1 » يعنى : براى انسان دو چشم و يكزبان و دو لب قرار داديم و راه خير و شر را به او نموديم ، ولى او بعقبه درنيامد ، كه گفت به تو كه عقبه چيست ، آزاد كردن بنده است يا غذا دادن به يتيم خويشاوند يا مسكين محتاج در روز گرسنگى . يكى ديگر از وسايلى كه اسلام براى آزاد شدن بندگان در نظر گرفته تدبير است . تدبير عبارت از اين بود كه مالكى وصيت كند بنده او پس از مرگش آزاد شود فقيهان اتفاق دارند كه اگر كسى نسبت به شخص ديگرى كه عاقل و بالغ باشد ادعاى ملكيت كند و شخص دوم ادعاى ويرا تكذيب كند و بر صحت گفتار خود قسم ياد كند قسم او را ميپذيرند ، بنا بر اين اسلام اصل را آزادى گرفته است ، از اينرو كسى كه مدعى بندگى است بايد قسم بخورد ، و نيز فقيهان اتفاق دارند كه اگر دو كس طفلى را بيابند و مسلمانى ادعا كند كه اين بنده منست و كافرى ادعا كند كه اين پسر منست طفل را بكافر ميدهند تا آزاد باشد ، از اينجا ميتوان دريافت كه اسلام تا چه حد آزادى شخصى را محترم ميشمارد . يكى ديگر از وسايلى كه اسلام براى آزادى بندگان در نظر گرفته زكات است زيرا يكى از مصارف زكات را آزاد كردن بندگان قرار داده است . يعنى امام بايد از مال زكات سهمى به بندگانى كه با مالك خود قرار مكاتبه نهادهاند بدهد تا اقساط مكاتبه را بپردازند و آزاد شوند و نيز مكلف است كه از مال زكات بنده بخرد و آزاد كند .
--> ( 1 ) - سوره بلد از آيه 8 تا 16