حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
210
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
و روميان و مردم يونان يكى اين بود كه يك يهودى بسبب ارتكاب خطايا قرضى كه بر عهده داشت بنده ديگرى ميشد ، قسم ديگر بندگانى بودند كه در جنگ اسير يهودان ميشدند اين گونه بندگان را مانند كالا يا حيوان خريد و فروش ميكردند كه عمر خود را در بندگى بسر ميبردند ، دين مسيح نيز براى تقليل يا الغاى بردگى قدمى برنداشت . روميان در مورد بردگى اصول مختلف داشتند و بنده را به وسيله جنگ يا خريد يا ربودن اشخاص ناتوان بدست ميآوردند . كسى كه مالك بندهاى بود حق داشت چنان كه ميل دارد با او رفتار كند ، حتى ميتوانست او را بكشد و اين كار مجازاتى نداشت . عربها نيز در زمان جاهليت مانند اقوام ديگر اصول بردگى را معمول مىداشتند و اسيران جنگ را ببردگى ميگرفتند . گاهى نيز اشخاص را مىربودند يا در اثناى دستبرد به طوايف ديگر اسيرانى ميگرفتند و آنها را بنده خود ميكردند . وقتى اسلام آمد وسايل مختلف بردگى را ممنوع ساخت ، فقط كسانى را كه در جنگ قانونى اسير مىشدند مشمول بردگى كرد . منظور اسلام از ابقاى بردگى اين بود كه ميان دولت اسلام و مخالفان آن توازنى بر قرار شود بعلاوه برده گرفتن يكى از وسايل دستگيرى زنانى بود كه در جنگها شوهران خود را از دست ميدادند زيرا اگر اين گونه زنان را به حال خود ميگذاشتند سربار هيئت اجتماعى مىشدند . توجه اسلام بحقوق بردگان اسلام اگر چه بردگى را مجاز شمرد ولى بردگانرا به انصاف مالكان نسپرد بلكه حقوق آنها را معين كرد و راه آزادى را برايشان باز كرد . اسلام بنده و مالك را در خوراك و لباس و تعليم برابر ميداند تنها تفاوتى كه در ميانه هست بندگى و آقائيست . اسلام به مالكان سفارش مىكند كه با بندگان خود نيك رفتار باشند و به آنها دستور ميدهد كه بندگان