حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
200
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
حق دارد شخصا شوهرى انتخاب كند و خود را به عقد وى درآورد يا به ديگرى براى اين كار وكالت دهد ، بعلاوه زن حق دارد در ضمن عقد ازدواج شرط كند كه هر وقت بخواهد خود را طلاق دهد يعنى حق طلاق را براى خود تحصيل كند . ميراث درباره ميراث كه تصور ميكنند به زن ظلم شده است بايد به ياد داشت كه زن تقريبا هميشه نفقهخور مرد است و مرد موظف است كه حوائج و لوازم زندگانى او را فراهم كند با وجود اين اگر شارع اسلام از ميراث نيز سهمى براى او قرار داده نشانهء رافت و مهربانى است و معلوم ميدارد كه اسلام تا چه حد ببهبودى حال زن توجه دارد . در اين صورت آيا ميتوان گفت اسلام زن را از حقوق خود محروم كرده و او را در تنگنا نهاده است ؟ طلاق بعضىها جواز طلاق را بر اسلام عيب ميگيرند . اسلام طلاق را باقتضاى ضرورت مجاز شمرده اما پيغمبر در اين باب ميگويد : " مبغوضترين چيزهاى حلال در نظر خدا طلاق است " فقيهان نيز در اين سخن متفقند كه اگر زن و مرد سازگار باشند طلاق ممنوع است ولى بعضىها اين ممنوعيت را به كراهت تعبير ميكنند و بعضى ديگر آن را تا حد حرمت پيش مىبرند . حنفيان طلاق بىسبب را حرام ميشمارند و ميگويند چون مايهء ضرر است حرام است . زيرا قاعده " لا ضرر " شامل آن مىشود . در روايتها هست كه زيد بن حارثه با آنكه از زن خود زينب دختر جحش آزار ميديد پيغمبر نمىخواست او زنش را طلاق بدهد و بارها به دو ميگفت : " زن خود را نگهدار و از خدا بترس " فقيهان اسلام دربارهء عللى كه مجوز طلاق مىشود اختلاف دارند بگفته ابن عابد بن " اصل در طلاق منع يعنى حرمت است و در موقع حاجت يعنى مباينت اخلاقى و وجود