حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

141

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

شود و زنان و فرزندانشان اسير گردند . پيغمبر وقتى حكم او را شنيد گفت : مطابق حكم خدا درباره آنها حكم كردى . پس از آن چند گودال حفر كردند و تمام يهودان را كه شمارشان قريب بهفتصد كس بود گردن زدند و در گودال‌ها ريختند . از زنان يهود هيچكس كشته نشد مگر يكى بنانه نام كه همسر حكم قرظى بود . علت قتل وى آن بود كه سنگ آسيائى بر سر يكى از مسلمانان انداخته بود و او را كشته بود كه بخونخواهى وى او را كشتند . پيغمبر اموال يهودان بنى قريظه را پس از وضع خمس ، ميان مسلمانان تقسيم كرد . جنگ بنى مصطلق به پيغمبر خبر رسيد كه مردم بنى مصطلق به پيشوائى حارث بن ابى ضرار سر جنگ مسلمانان دارند . پيغمبر به طرف آنها رفت و در سر آبى كه مريسيع نام داشت بدانها برخورد و جنگ درگرفت ، مردم بنى مصطلق فرارى شدند ، و مسلمانان گروهى از زنانشانرا اسير كردند و شترانشان را بغنيمت گرفتند . اين جنگ در تاريخ اسلام اهميتى شايان دارد زيرا پس از آن ميان مهاجران و انصار نزاعى رخ داد و چيزى نمانده بود كه وحدت مسلمانان دستخوش زوال شود و نيز در نتيجهء اين جنگ پيغمبر با جويريه دختر حارث پيشواى مردم بنى مصطلق ازدواج كرد و هم در اين سفر بود كه داستان تهمت رخ داد و تا مدتى زندگانى عايشه را دستخوش اضطراب و محمد را دچار نگرانى كرد . نزاع مهاجران و انصار پس از خاتمهء جنگ سنان بن دبر جهنى كه با مردم بنى سالم خزرج وابستگى داشت با جهجاه بن مسعود غفارى كه اجير عمر بود و وابسته مهاجران بشمار ميرفت بر سر آب نزاع كردند ، جهجاه سنان را با دست بزد سنان فرياد برآورد و از مردم انصار كمك خواست ، جهجاه نيز مهاجران را بكمك طلبيد .