ميرزا محمد حيدر دوغلات
786
تاريخ رشيدى ( فارسي )
تخته سنگها ، ستونها و غيره كه به كار رفته ، از مصالح معابد باستانى بوده و اين امر آقاى موركرافت را متقاعد ساخته كه خرابه مذكور ، منشائى هندويى داشته است . با وجود اين ، وى از مشاهده كتيبهاى سخن مىگويد مبنى بر آنكه بناى مورد نظر را سلطان زين العابدين برپا داشته و اين سلطان در حدود 827 تا 874 ( 1424 تا 1469 ميلادى ) سلطنت مىكرده . درباره اين جزيره و خرابههاى آن ، روايات متعددى موجود است ، اما همه آنها ظاهرا به شالوده استادانهاى كه بناها بر روى آن قرار گرفته اشاره مىكنند . به احتمال زياد وجود تپهاى زير آبى محتملتر از وجود جزيره بوده يا شايد پايابى بوده كه فقط در فصل پايين بودن سطح آب ، به صورت جزيرهاى بر روى درياچه ظاهر شده است . در اين صورت ، محل آن بدون ترديد شل و گلى بوده و شالوده هر كاخ يا معبدى مىتوانسته در آنجا كار گذاشته شود . به هر ترتيب ميرزا حيدر در اسناد بناى مذكور به سلطان زين العابدين كه ايام سلطنت او فقط در حدود يك صد سال قبل از روزگار خود وى بوده ، محق است . در 1874 آقاى كنستابل ) elbatsnoc ( ( مصحح كتاب برينه ) مانند آقاى موركرافت ، كتيبهاى را بر روى تخت سنگ سياهى مشاهده كرد كه داراى نوشتهاى به زبان فارسى بود و به يادبود برپايى عمارت از سوى سلطان - به گفته برنيه « پادشاه باستانى كشمير » - در 1444 - 1443 حك گشته بود . به نظر من كتيبه مذكور هنوز موجود است . نام لانكا ظاهرا به دوران قبل از مسلمانان تعلق دارد ، اما موركرافت شنيده كه زين العابدين به منظور استهزاى رسوم هندوها ، آن را لانكا ناميده است . لانكا يا لانكاديپا نام باستانى جزيره سيلان به زبان هندويى يا پالى است و بعيد نيست كه اين جزيره كوچك در وولار ، قبل از دوره پادشاهان مسلمان كشمير ، نام خود را از شخص برجستهاى گرفته باشد . شايد بتوان تذكر داد كه موركرافت با مراجعه به اين محل است كه آشنايى خود را با مؤلف ما ظاهر مىسازد . وى مىنويسد « ميرزا حيدر معروف ، لانكا را به عنوان محلى مطلوب براى اشخاص خوشگذران - و نه بيش از آن ! - بسيار ستوده است . ( برنيه ، به كوشش كنستابل ، ص 417 - 416 ؛ موركرافت ، 2 ، ص 225 - 223 . ) ( 876 ) . منظور از آشيانه ، طبقه است . يعنى ساختمان مذكور دوازده طبقه بوده است . ( م ) ( 877 ) . به نظر مىرسد اثرى از كاخى كه راجدان ناميده مىشده بر جاى نمانده است . شگفتآور نيست كه اين بنا ناپديد شده باشد ، زيرا گفته شده كه ساختمان آن از چوب بوده است . ( 878 ) . بقيه فصل از ظفرنامه است . ( 879 ) . نام عربى atanutrof alusni ( جزاير خوشبخت ) كه جغرافيون قديم - اعراب و يونانيان - بعد از بطلميوس ، آن را براى نصف النهار مبدأ به كار مىبردند . اظهارات ارائه شده در اينجا ، تا جايى كه مىتوان مشاهده كرد به طور قابل توجهى درست است ، زيرا سرىنگر در 34 درجه و هفت دقيقه عرض شمال قرار دارد . ( 880 ) . حده : به كسر اول فتح ثانى ، يگانگى ، يگانه بودن . در ترجمه انگليسى « سازگارى » آمده . ( م ) ( 881 ) . بايد در نظر داشت كه اين دو نام از ميرزا حيدر نيست بلكه از آن مؤلف ظفرنامه است . به سادگى نمىتوان حدس زد كه آيا يكى از آنها يا هر دو به شكل صحيح نوشته شده يا به شكل نادرستى از تاريخ ديگر رونويسى گشته ، اما به گمان من جملهء موجود در متن ، تحريفى از جمد ) dmaj ( است . از آنجا كه ميرزا مطالب مذكور را از ظفرنامه نقل كرده ، عبارات او به هيچوجه نمىتواند به دقت اقتباساتى باشد كه اليوت در تاريخ هند ، از همان مطالب ترجمه كرده است . اين مطالب با بخشى از ترجمه فارسى ابو طالب حسينى از ملفوظات تيمورى در توصيف كشمير ، به نحو احسن مطابقت دارد و اليوت نيز دوباره آن را به انگليسى برگردانده است . بعيد نيست كه ميرزا حيدر از روى آگاهىهاى محلى ، هنگام استنساخ از ظفرنامه به اصلاح آن پرداخته باشد ، اما روشن نيست كه آيا شرف الدين از نسخه تركى ملفوظات ( در صورت موجود بودن ) رونويسى كرده ، يا ابو طالب ( كه تاريخ ترجمه او از 1620 مىباشد ) از روى شرف الدين استنساخ نموده است . به هر حال هر دو گزارش با