ميرزا محمد حيدر دوغلات

777

تاريخ رشيدى ( فارسي )

صورت دقيق توصيف كرده است . وى هنگام صحبت از مواضع شمال دره تسانگ‌پو ، مىگويد : « حفاران بيشتر در غارهايى كه در زمين حفر شده سكونت دارند . اين مساكن در اصطلاح محلى ، فوكپه نام دارند . . . جمعيتى را در بر مىگيرد كه بر حسب دارايى مالكان از پنج تا بيست و پنج نفر در اينچ متغير است ، » آنها براى در امان بودن از دست غارتگران در آنجا به سر مىبرند ، غارها به راحتى قابل دفاع هستند ، در حالى كه چادرها علنا در مقابل حملات بىدفاع مىباشند . پانديت مىگويد اين حفاران طلا بيشتر از چنپه‌ها بوده‌اند . منازل اينجا و نه اهالى آن ، به فوكپه ( يا به طور صحيح‌تر پوگپه يا پوكپه ، در تبت ) مشهور شده‌اند . اما احتمال زياد دارد كه اين كلمه را مغولان براى حفاران به كار برده باشند و ميرزا حيدر دومى را به عنوان پوكپه ، چنپه شناخته باشد . همچنين ممكن است ميرزا حيدر هنگامى كه در تبت بوده هم دوكپه و هم پوكپه را شنيده و دو كلمه غريبه را مغشوش ساخته است . در هر صورت نظر وى كه مىگويد معدنچيان را چنپه مىنامند درست است ؛ اما اشاره او به تعلق مردم دروك به آن طبقه چندان نزديك نيست . به نظر مىرسد فرقه دوگپه عادت مخصوصى نداشته و ظاهرا ممكن است در روايت ميرزا حيدر از آنها به عنوان پوگ - په يا جماعت غار ، ياد شده باشد . ( ر . ك : راكهيل ، مجله انجمن سلطنتى - آسيايى ) s . a . r . j ( ، 1890 ، ص 12 و 56 ؛ شاو ، در مجله ، انجمن آسيايى بنگال ) b . s . a . j ( ، شماره 1 ، 1878 ، ص 36 ؛ درو ) werd ( در جامو و كشمير ) rimhsak dna ommuj ( ، ص 43 ؛ و پانديت ناين‌سينگ در snoitarolpxe nayalamih - snart . per ، 5 - 1873 ، ص 58 ؛ همچنين جائشكه ، فرهنگ معانى براى تبت ) gninaem rof . tcid . pit ( . ( 806 ) . هرچند كه امروزه نام ماريول در لاداخ مستعمل نيست اما به كلى هم فراموش نشده است . دكتر ماركس مىگويد ماريول به همراه نوبره ) arbun ( ، زنگسكار ) raksgnaz ( و غيره و نواحى مخصوص لاداخ عليا و سفلى را در بر مىگيرد ؛ ژنرال كانينگهام ، ماريول را به كل لاداخ اطلاق مىكند ؛ اما ژنرال استراچى ) yehcarts ( آن را وسيع‌تر تعريف كرده و ماريول را شامل تمام بالتيستان مىداند . من به جرأت تصور مىكنم كه تعريف دكتر ماركس را مىتوان با توجه به اظهارات بوميان آن ولايت ، پذيرفت . در مورد معنى كلمه نيز منابع ما اختلاف دارند . دكتر ماركس به نقل از تعريف هوشيارانه و كاملا آگاهانه از لاما ( آشناى قديمى من تاشى تنپل ) مىگويد اين كلمه از مى - رو ، به معانى « صخره‌هاى برهنه » مشتق است ؛ ژنرال كانينگهام ) آن را زمين سرخ ترجمه كرده ؛ استراچى و كسوما دو كوروس ) sorok ed amosc ( ( به گفته كانينگهام ) آن را « سرزمين پست » ترجمه كرده‌اند و دكتر ودّل با تعريف كوروس موافق است . بنابراين در مورد معنى عبارت هنوز ترديدهايى وجود دارد . شايد تصور شود سرزمينى كه در حدود 9500 پا از سطح دريا ارتفاع دارد نمىتواند ناحيه پستى را شامل شود تا بتوان به آن عنوان « پست » اطلاق كرد ، اما با توجه به گوگه ، روپچو و نواحى كوهستانى محصور در ماريول ، در حقيقت بخش‌هاى آباد سرزمين در نقاط پست نواحى مرتفع قرار گرفته‌اند . قسمت ميانى لاداخ عليا و سفلى كه دكتر ودّل از آن سخن مىگويد ، فلاتى است كه نواحى روستايى باسگو و ساسپوله را در سند از هم جدا مىكند . به هر حال نبايد ماريول را با مانگ‌يول يا « مملكت مانگ » اشتباه كرد . مانگ همان طورى كه دكتر ودّل خاطرنشان ساخته ، نام اختصاصى ولايتى است كه در ميان لاداخ و تبت غربى يا تسانگ قرار گرفته ؛ و در حقيقت نام ديگر بخش نگارى است . ميرزا حيدر هرجا كه از لاداخ به عنوان يك مملكت سخن گفته از نام تبت استفاده كرده ، همان طورى كه در حال حاضر اين امر در ميان بوميان تركستان شرقى ، بدخشان و غيره موسوم است . نام لاداخ تنها در جنوب قراقروم و هندوكش شنيده شده و در آن نواحى براى شهرهاى بزرگ و همچنين براى تمام مملكت ، له ) hel ( به كار مىرود ، درست مانند سرىنگر كه چون پايتخت كشمير است ، نام كشمير به آن داده شده است . « له » و « سرىنگر » در ميان بوميان لاداخ و كشمير به ندرت شنيده مىشود . همچنين وقتى ميرزا حيدر از ماريول سخن مىگويد معمولا جز در چند مورد معدود ، به پايتخت و بلوكات وابسته به آن - خواه شهر له يا