ميرزا محمد حيدر دوغلات
769
تاريخ رشيدى ( فارسي )
در هر صورت به نظر مىرسد كه اين كلمه در حال حاضر براى هيچ يك از اهالى مناطق مجاور ناشناخته نيست . من صرفا مىخواهم بگويم كه مؤلف ما ، در تعيين ولايت كاشغر و ياركند به عنوان مرز شرقى بلورستان ظاهرا در جهتيابى خود تا حدودى دچار لغزش شده است . به هر ترتيب اگر كابل و لغمان [ در متن ، لمغان ] مرز غربى و بدخشان مرز شمالى را چنان كه وى تصور كرده تشكيل دهند ، ولايت كاشغر نمىتواند بخشى از مرز شرقى را دربر بگيرد . ظاهرا وقتى او تصور مىكرده كه متوجه شمال است ، تقريبا رو به شمال غرب داشته است و بدين ترتيب جهات او در سرتاسر خط افق ، 45 درجه جابجا شده است . اگر كاشغر در مجاورت شرقى بلور قرار مىگرفت ، در آن صورت بدخشان مىبايستى در طرف غربى واقع گردد و نه شمالى و به همين ترتيب . همچنين ساريغ گول و پامير مىتوانسته بخشى از بلور را تشكيل دهد اما با توجه به اظهارات خود ميرزا حيدر ، اين موضوع مورد نظر نبوده است . توصيف او از آن خطه ، فرآوردهها ، و مردم صراحتا شامل ناحيه جنوبى كوههايى است كه آب سند را تأمين مىكنند ( شرق هندوكش ) و نه دشت پالمير را ؛ و بازگشت او از بلور به ساريغ چوبان نيز دلالت بر عبور از ناحيه جنوبى آن كوهها دارد . ياركند به يك معنى شايد بتواند بخشى از مرز شرقى را تشكيل دهد زيرا امكان دارد تمام بخشهاى كوهستانى غير مسكونى در ميان جلگههاى جنوبى ياركند از يك سو ، و بالتيستان يا تبت كوچك از طرف ديگر را چنان كه در ولايت كاشغر بگنجاند ، جزو آن به حساب آورد . حتى تا حدودى امكان دارد كه ناحيه سفلاى تاش قورغان با وجودى كه آبريز شمالى است در قلمرو بلور قرار گيرد . بنابراين شايد صحيحتر باشد كه بگوييم ولايت ياركند و بالتيستان مرز شرقى ناحيه مورد نظر را تشكيل مىدادهاند . مملكت بلور در آن هنگام شامل هونزه ، نگر ، احتمالا تاش قورغان ، گيلگيت ، پانيال ، يسين ، چيترال و شايد ناحيهاى بود كه امروز به كافرستان مشهور است ؛ و همچنين برخى از ايالات كوچك جنوب گيلگيت ، يسين و غيره احتمالا بخشى از بلور محسوب مىشده است . موقعيت بلور يا بلر براى جغرافىدانان و مفسرين ، موضوع مفصل نامشخصى بوده است ، اما چون در حال حاضر موضوع روشن گرديده ديگر نيازى به تجديد سؤالات قديمى نيست . كاملترين اقوالى كه من در رابطه با اين موضوع سراغ دارم ، اظهاراتى است كه در يادداشتهاى سريول در مجله انجمن آسيايى بريتانياى كبير ) s . g . r . j ( سال 1872 ، ص 473 و بعد از آن ؛ در كتاب ماركوپولو ، اثر همين شخص ، 1 ، صص 188 ، 187 موجود است و در يك جمعبندى به توصيفات ميرزا حيدر بسيار نزديك مىباشد . تنها ، اختلاف عبارت است از ( 1 ) به گفتهء مؤلف ما ، بالتيستان نمىتواند جزو بلور باشد ، زيرا وى هرگاه كه از آن خطه سخن مىگويد از بالتيستان با عنوان ولايت مستقلى با نام بالتى ياد مىكند ؛ و ( 2 ) بلور به احتمال قريب به يقين تا آنجا كه من از توصيف اين عبارت و عبارات ديگر ( مثلا اظهارات او در صفحات 405 و 417 ) مىتوانم داورى كنم ، در دامنههاى جنوبى هندوكش شرقى با ميدان سرچشمههاى سند محدود بوده ؛ در حالى كه نقشه سر يول آن را در دامن ساريغ گول و بخش اعظم پامير شرقى قرار مىدهد . ( 703 ) . زمان افعال به صورت حال استمرارى مراد است نه ماضى ساده ، يعنى زنان ايشان طعام آماده مىسازند و واسطه صلح مىشودند . ( م ) ( 704 ) . به همان ترتيب فوق ، يعنى مقرر مىسازند و هركس به خانه خود مىرود . ( م ) ( 705 ) . يعنى كمتر كسى از ايشان . ( م ) ( 706 ) . 934 ( م ) . ( 707 ) . در ترجمه انگليسى : بول الدّم ، خون روى ، نزف الدّم ، خون ريزى . ( م ) ( 708 ) . خداوند از سر گناهان وى درگذرد . ( م ) ( 709 ) . خلدش - 934 ( م ) .