ميرزا محمد حيدر دوغلات

738

تاريخ رشيدى ( فارسي )

نهمين و آخرين امپراتور سلسه مغول ، ازدواج كرده بود . فوما در حقيقت به زبان چينى ، به معنى دامادى به كار مىرود كه از شاهزادگان بوده باشد و بدين ترتيب بايستى ترجمه‌اى از عبارت مغولى بوده باشد ؛ اما دكتر اردمان در مورد ازدواج تيمور با يك شاهزاده خانم چينى ، مأخذ خود را ذكر نكرده است . به احتمال زياد اين مورد را در آثار برخى از مؤلفان مسلمان پيدا كرده زيرا اين عبارت را ظاهرا برخى از آنها ساخته‌اند ، اما دلايل متقضى بر اشتباه بودن نظر آنها وجود دارد . دكتر برتشنيدر مىگويد كه تيمور را در سالنامه‌هاى مينگ ، با عبارت تيمور فوما ذكر كرده‌اند و سپس مىافزايد : « فوما اصطلاحى است چينى و به معنى « داماد امپراتور چين » مىباشد . اما منظور سالنامه نويسان چينى اين نبوده كه تيمور كبير با دختر امپراتور چين ازدواج كرده ، بلكه هدف آنها ترجمه لقب مغولى گوركان يا كورگان بوده كه صرفا به شاهزادگانى اعطا مىشده كه با خاندان چنگيز خان وصلت كرده‌اند . خورقان در ميان مغولان امروزى به معنى داماد است . » سپس دكتر برتشنيدر به درستى نشان مىدهد كه على رغم اظهارات برخى از نويسندگان ، تيمور هرگز با يك شاهزاده خانم چينى ازدواج نكرده است . آنگاه مىافزايد : « من نتوانستم در فهرستى كه اسامى شاهزاده خانم‌هاى امپراتورى چين و شوهران مخصوص ايشان در آن ثبت شده و به يوان‌شى معروف است ، مطلبى دال بر تأييد اين اظهارات پيدا كنم . ظفرنامه نيز در ذكر نه تن از همسران تيمور ، نامى از شاهزاده خانم چينى نبرده است . زوجه محبوب تيمور ( به قول ظفرنامه ) سراى ملك خانم نامى بود دختر قازان سلطان ، خان تركستان و ماوراء النهر كه از اولاد چنگيز محسوب مىشد . وى در سال 1369 به عقد ازدواج تيمور درآمد و شاهرخ از اوست . تيمور سال بعد با شاهزاده خانمى مغولى به نام توكل خانم ، دختر خضر خواجه كه خان مغولستان و يكى از اولاد چنگيز خان بود ، ازدواج كرد . اما در تاريخ آسيا ، اشخاصى هستند كه غالبا در مورد آنها از لقب گورخان استفاده شده و اينان از خاندان پادشاه قره‌ختايى و به ويژه از دودمان شخصى ( به نام يلوتايشى ) مىباشند كه در نيمه نخست سده دوازدهم شهرت يافت . رشيد الدين ، ابو الغازى ، جوينى ، ميرزا حيدر و احمد رازى در املاى گورخان توافق دارند و سه تن از آنها ، معنى اين كلمه را « بزرگ » يا « پادشاه جهان » دانسته‌اند و اين عنوان ، ترجمه‌ايست كه يكى از آنان ابو الغازى ، ص 50 از زبان قره‌ختايى استنباط كرده است . اما قابل توجه است كه در تمام كتاب ابو الغازى ، هرجا كه اين لقب به كار رفته ، مؤلف ( يا مترجم او ، دسمايسونز ) املاى آن را گورخان نوشته ، در حالى كه رشيد الدين ( به قول اردمان ) ميان آنها تفاوت قائل شده است . ميرزا حيدر نيز ميان اين دو شكل فرق گذاشته است . وى كلمه گوركان را براى چند تن از شخصيت‌هاى تاريخ خود ، به عنوان لقب به كار برده ، اما در اينجا طى يادداشتى مىنويسد كه خود وى به واسطه ازدواج با دختر [ در متن اصلى ، خواهر ( م ) ] سلطان سعيد ، خان كاشغر ، لقب گوركان يافته است ؛ در عين حال در چند صفحه بعد ( ص 417 ) لقب رئيس قره‌ختايى را ، گورخان يا كورخان مىنويسد . بدين ترتيب ظاهرا دو لقب مورد استفاده بود : اما در صورتى كه چنين باشد ، چگونه است كه شاهرخ پسر تيمور ، در سكه‌هايش خود را گورخان لقب مىدهد و در عين حال اين لقب در سكه‌هاى پسر و جانشين او ، الغ بيگ ، به شكل كوركان ضرب مىگردد ( استانلى لين پول ، به عنوان ذيل ) ؟ هر دو اين شاهزادگان اولاد تيمور هستند كه لقب گوركان داشت و ممكن نيست كه ردى از آنها در ميان گورخانان قره‌ختايى پيدا كرد . در درجه اول به نظر مىرسد كه اين اعتراضى است عليه فرضيه وجود دو لقب مورد استفاده ؛ اما از سوى ديگر ، شواهد آن چنان كامل است كه گمان نمىكنم كه سكه‌هاى شاهرخ مستلزم توضيح بيشترى بوده باشد . به احتمال قوى ، شرح روى سكه‌ها ، تعبير غلطى است از گوركان كه از طرح انجام گرفته و نامبرده ظاهرا به كلمه گوركان و ريشه آن آشنايى نداشته ، لذا استعمال لقب را در يك قالب يا در قالب‌هاى ديگر ، مفيد تشخيص داده است . در صورت پذيرش اين مورد ، شايد محتمل‌ترين توصيف مطلب چنين بوده باشد : گوركان در اصل لقبى