ميرزا محمد حيدر دوغلات

739

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( مغولى بوده و ( ابتدا در مغولستان و بعد از آن در چين ) به داماد خاقان اختصاص داشته اما در روزگاران بعدى ، مورد استفاده عام و متعدد يافته است ، ( 1 ) كسى كه با دختر شاهزادگان حاكم ازدواج مىكرد ؛ يا ( 2 ) با دخترانى ازدواج مىكرد كه از نسل چنگيز خان بودند هرچند كه دختران واقعى او محسوب نمىشدند ؛ يا ( 3 ) پس از آنكه معنى آن يكباره فراموش گرديد ، صرفا لقبى تجليلى ، و شايد هم موروثى شد . به اعتقاد من ، مورد ميرزا حيدر ، براى نظريه شماره يك مذكور ، يعنى شيوه كاربرد اين لقب براى تيمور و اولاد او و بسيارى از ديگران ، كافى است . در حقيقت ، اين لقب اگر به چنين ترتيبى به كار رفته باشد ، تقريبا براى هر خان يا اميرى در آسياى ميانه ، استعمال آن مناسب بوده ، زيرا اكثر آنان مىتوانسته‌اند دختر يكى از فرمانروايان را به همسرى برگزينند و به احتمال زياد چنين كرده‌اند . بنابراين عقيده دكتر اردمان مبنى بر وجود دو لقب جداگانه ، محكم به نظر مىرسد ، اما حقايق موجود ، احتمال عدم صحت آن را تأييد مىكنند . يكى از اين القاب ريشه مغولى دارد و به معناى « داماد » است ؛ ديگرى احتمالا از ريشه قره‌ختايى يا شايد از ريشه منچوست كه « خان بزرگ » معنى مىدهد . ظاهرا نويسندگان غربى در آن دوره - سده دوازدهم - با هر دو مورد آشنايى داشته‌اند ولى از زبانهايى كه ريشه اين القاب در آنها بوده ، چيزى نمىدانسته‌اند و به مرور ايام در تاريخ‌نگارىهاى خود ، آن دو را مبهم ساخته‌اند . من در املاى كلمات ، همه‌جا كوركان را به عنوان لقبى مغولى برگزيده‌ام ، زيرا بسيار دقيق و ترجمه‌اش ساده است و در تاريخ رشيدى و متون ديگر نيز يافت مىشود ، اما لقب قره‌ختايى را به منظور تميز آن از لقب ديگر ، تا حد امكان با حرف گ - گورخان - نوشته‌ام . ( ر . ك : اردمان ، ehcilettu hcsrenu red nihcsdumet ، ص 580 ؛ برتشنيدر ، 2 ، صص 258 - 256 ؛ لين‌پول ، كاتالوگ سكه‌هاى شرقى در موزه بريتانيا ، 7 ، ص 30 ؛ ابو الغازى ، ص 50 ، هفت اقليم در يادداشت كاترمر در te tsiurtxe ، 14 ، ص 478 ) كلاپروت ، برزين ، آمو و بسيارى ديگر از مستشرقين ، به بررسى اين موضوع پرداخته‌اند . اما شايد نيازى به كشاندن اين بحث به اظهار نظرهاى آنان نباشد . ( 319 ) . مترجم انگليسى دچار اشتباه شده و عبارت بالا را چنين ترجمه كرده است : « دختر سيومين ، محب سلطان خانيم ، بعد از وفات [ اولين شوهرش ] با برادر وى سلطان محمود خان ازدواج كرد . بعد از آنكه . . . » سلطان احمد خان برادر سلطان محمود خان بود كه قبل از برادر فوت شد و دختر او را كه محب سلطان خانيم بود ، سلطان محمود خان در نزد خود نگاه مىداشت . ( م ) ( 320 ) . در اينجا مترجم تركى به جاى شيبانى از كلمه اوزبكان استفاده كرده كه منظورش اوزبكان شيبانى است . ( 321 ) . لك : به فتح اول و سكون ثانى ، صد هزار را گويند ، يعنى عدد هر چيز كه به صد هزار رسد ، برهان قاطع ( م ) . ( 322 ) . در متن اصلى به صورت « طهماس » آمده . ( م ) ( 323 ) . 1918 ( م ) . ( 324 ) . [ 1919 ( م ) ] 1513 . ( 325 ) . [ در ترجمه انگليسى ، ابيره - سبيره ( م ) ] اين نام به همان صورتى كه غالبا در نسخه تركى مضبوط است ، ترجمه شده . اين اسم معمولا به شكل ابير و سبير ديده مىشود اما در نوشته‌هاى مغولان به اشكال مختلفى مانند ابر ) raba ( ، سبور ) rubes ( و غيره نيز آمده است . در چين در دوره سلسله يوان ، آن را به صورت ابيره - شبيره نوشته‌اند . اين دو نام ، اصطلاحى عادى براى سيبرى است ، اما در سده شانزدهم ، نام يكى از شهرهاى تاتارها نيز بوده كه در كنار رودخانه ارتيش در شانزده ورستى [ ورست : واحد طول روسى كه برابر 107 متر است . ( م ) ] توبلسك ) kslobot ( قرار داشته است . اين محل ( به گفته برتشنيدر ) پايتخت خان تاتار ، كونچوم بوده و در 1581 روس‌ها آن را به يرماق ضميمه كردند . ( ر . ك : ser . dem ، 2 ، 37 و 154 ) . ( 326 ) . 920 ( م ) .