ميرزا محمد حيدر دوغلات

737

تاريخ رشيدى ( فارسي )

و غيره . در اين صورت نمىتوانم محلى براى آن پيدا كنم . [ در ترجمه انگليسى ، سراى را كه پايتخت دشت قپچاق بوده حذف كرده اما سراى جوق ، به نوشته بارون دوسون در تاريخ مغول ، همان پايتخت دشت قپچاق است . ( ر . ك : امپراتورى صحرانوردان ، تأليف ، رنه گروسه ، ترجمه عبد الحسين ميكده ، ص 663 ) ( م ) ] . ( 305 ) . رودخانه قاراتال كه در جنوب به درياچه بالخاش مىريزد ، به طورى كه ميرزا حيدر در فصل بعدى خاطرنشان ساخته ، در حدود شمال مغولستان واقع بوده است . در مجراى علياى رودخانه ، محلى بوده موسوم به قاراتال ، اما احتمال وجود چنين شهرى كه اردوگاه هم باشد ، اندك است . در نقشه ضميمه ، هم محل رودخانه و هم محل اردوگاه جديد نظامى يا دهكده ، مشخص است . به هر حال نقاط نامشخص ديگرى به نام قراتال وجود دارد . ( 306 ) . مترجم تركى در اينجا عبارت را چنين تحريف كرده : خان در اندجان با امرا به مشاوره پرداخت ؛ و سوينجك خان پس از آگاهى از اين امر ، از لشكركشى به اندجان دست برداشت . ( 307 ) . سورهء البقرة : آيه 20 . ( 308 ) . [ در ترجمه انگليسى عباراتى را حذف كرده و چنين توضيح داده : ( م ) ] اين عبارت خلاصه چهار سطر عبارات سرشار از مبالغه است . - راس ( 309 ) . در ارتباط با اين اظهارات مؤلف ، ر . ك : صص 551 - 550 . ( 310 ) . شصت ( م ) . ( 311 ) . هفتاد ( م ) . ( 312 ) . اين اسم در برخى از متون ، شاه خان ، خوانده مىشود . - راس ( 313 ) . به نوشته متن تركى : پيرتر از خان . - راس ( 314 ) . الذّ : لذيذتر . ( 315 ) . نسخه تركى به طور تحت اللفظى مىگويد : وى سپاه خود را از رفتن به تاشكند مغدور داشت . از عبارات « اواخر تابستان بود . . . » تا اينجا ، در تمامى متون ، جملات مبهم و پيچيده است . ( 316 ) . تيرماه : چنان كه قبلا نيز ديده‌ام به معنى فصل پاييز آمده . ( م ) ( 317 ) . آشتى قزاق - 919 ( م ) ( 318 ) . اين لقب در آثار مؤلفان مسلمان ، به اشكال مختلف ديده مىشود . اين اختلاف ، چنان كه از ترجمه برمىآيد ، صرفا از كاربرد ك و گ در متن اصلى ناشى مىگردد ، زيرا نويسندگان ايرانى و ترك ، اختلافى ميان دو حرف مذكور نمىبينند . به اين ترتيب هجاء نخستين را مىتوان كور يا گور خواند و هجاء دوم را خان مىنويسند كه در اين صورت در معنى كلمه تغيير كلى حاصل مىگردد . كوركان ، گورگان ، يا كورگان كه در مغولى ( در فرهنگ كوالوسكى ، خورقان تلفظ شده ) به معنى داماد بوده و ريشه مغولى دارد ، در فارسى و تركى بىمعناست . [ در تركى آذرى نيز امروزه كوركان به معنى داماد به كار مىرود اما تلفظ آن آن به صورت « كوركن » است . ( م ) ] اگر چه اين موضوع در سطح وسيعى مورد بحث واقع شده ، اما به نتيجه مشخص منتج نگرديده است ؛ با اين حال دكتر اردمان معتقد است كه در صورت تحرير اين كلمه با دو املاى متفاوت ، دو لقب جداگانه حاصل خواهد شد . مؤلف در بهترين تواريخ فارسى و تركى ، از آن به عنوان دو كلمه متفاوت و براى منظور معينى استفاده كرده ، بدين ترتيب كه كوركان يا گوركان و غيره را به « داماد » يا شاهزاده‌اى اطلاق كرده كه از طريق وصلت با خاندان « پادشاهى مقتدر » به اين لقب ، ملقب شده باشد . پس كلمه مذكور - در معنى مغولى - به قول اردمان و به نقل از رشيد الدين ، به معنى « كسى است كه شيوه نيل به مرتبه اعلى را به نحو احسن مىداند . » همچنين بنا به گفته وى ، كوركان يا گوركان نمودى است از عبارت فوماى چينى و به همين جهت امير تيمور در نزد چينىها به تيمور فوما موسوم بود زيرا وى با دختر چون تى ،