ميرزا محمد حيدر دوغلات

735

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 271 ) . آوريل - مه 1512 ميلادى [ 918 ( م ) ] . ( 272 ) . مير نجم كه گاهى نجم ثانى يا « ستاره دوم » ناميده مىشود ، به گفته هاورث ، وزير ماليه شاه اسماعيل و نام اصلى او يارمحمد بود . ( 2 ، ص 712 ) [ نام ميرنجم ، يار احمد خوزانى بود . جهت اطلاع از زندگانى او ر . ك : احسن التواريخ ، ج 12 يا ج 2 ؛ حبيب السير ، ج 4 و انقلاب فى اسلام بين الخواص و العوام ، تأليف محمد عارف بن محمد شريف ارزنة الرومى ( اسپناقچى ) ، نسخ خطى كتابخانه‌هاى ملى - ملك - فرهنگ اصفهان . ( م ) ] ( 273 ) . به نوشته نسخه تركى : پادشاه و تركمانان پيش رفتند . - راس ( 274 ) . بيارق : جمع بيرق به معنى پرچم‌ها . ( م ) ( 275 ) . [ در ترجمه انگليسى بقيه جمله را حذف كرده و توضيح داده : ( م ) ] اين جمله با يك سطر جناس خارج از نزاكت ادامه مىيابد كه ترجمه نشده است . - راس ( 276 ) . كرته : به ضم اول و سكون ثانى و فتح فوقانى ، به معنى پيراهن است و معرب قرطه باشد ، نيم تنه . ( برهان قاطع ) ( م ) . ( 277 ) . ظاهرا منظور از مسلمين ، سنّىها - اوزبكان و طرفدارانشان - هستند . ( 278 ) . منظور از استاد ، مشرف الدين مصلح بن عبد اللّه ، سعدى شيرازى است . ( م ) ( 279 ) . [ موافقت خداوند با بنده ، نعمتى است كه نصيب نمىشود مگر براى بندهء گرامى . ( م ) ] [ ترجمه انگليسى به اشتباه چنين توضيح داده : ( م ) ] عبارتى عربى ، منقول از قرآن . ( 280 ) . يعنى فوت شد . ( م ) ( 281 ) . 14 صفر 917 - 13 مه 1511 . ( 282 ) . منظور ميرزا ابابكر كاشغرى است . ( م ) ( 283 ) . نسخه خطى تركى : توبه غوت آورده است . - راس ( 284 ) . به گفته نسخه خطى تركى : مانند يك قزاق . - راس ( 285 ) . [ در ترجمه انگليسى ، عباراتى را از « در مقابله گفت كه . . . » تا « مىگشايد » ، حذف كرده و توضيح داده : ( م ) ] اين عبارت كه در حدود يك سطر كامل است ، مبهم بوده و برگردان آن به انگليسى ممكن نيست . - راس ( 286 ) . توبره حيات : در اينجا توبره به معنى كيسه‌ايست كه در آن به اسب‌ها غزا مىدهند و آن را بر سر حيوان مىاندازند . در واقع اين توبره جناسى است با نام آن شخص يعنى « توبره » ( م ) . ( 287 ) . ثالث ثلاثه : يكى از آن سه نفر ( سيد محمد ميرزا ، سلطان على ميرزا ، توبره نياغوت ) ( م ) . ( 288 ) . از گلستان سعدى ، بعد از اين چهار سطر مسجع نيز داشت كه حذف شد . - راس ( 289 ) . او پسر ابو الخير خان و برادر كوچكونجى و شاه بداغ - و نتيجتا عموى شيبانى خان - بود . ( 290 ) . منظور از بش‌كند بدون ترديد همان پنج‌كند است كه در دره زرافشان ، حدود چهل مايلى شرق سمرقند واقع گرديده . بش‌كند يا « پنج شهرك » صرفا شكل تركى پنج‌كند است كه در فارسى هم همان معنا را دارد . در حقيقت اين مورد شبيه به موارد مربوط به يتىكند و هفت‌ده است كه در ص 716 ، پىنوشت شماره 62 به آن اشاره شد . موقعيت مسير سه گروه مذكور در متن ، چندان روشن نيست ، اما كاملا آشكار است كه اين بشكند يا پشكند نمىتواند مشخصا در جاى بش‌كند واقع در آن سوى كرانه راست سيحون و جنوب تركستان بوده باشد . ( 291 ) . [ 915 ( م ) ] اكتبر - نوامبر 1509 . ( 292 ) . جدى ، از بروج فلكى و مطابق با دىماه منظور از فصل جدى ، زمستان است . ( م ) ( 293 ) . دى ، دهمين ماه از سال ايران باستان ، يا دسامبر است . - راس