ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 94

تاريخ رشيدى ( فارسي )

مغولان از سوى خانان چغتايى كه مقام مذكور را از آن به بعد به او و پسرش چاپار واگذار كردند . » « 1 » در اين حال براق براى جبران مافات خود به خراسان تاخت ، اما لشكركشىهاى او جز شكست نتيجه‌اى در بر نداشت و سرانجام به بخارا بازگشته در 1270 در آنجا درگذشت يا به قولى مسموم شد . به گفته آقاى اليور « سلطنت او فقط نزديك به چهار سال طول كشيد ، اما در همين مدت كوتاه موجب ويرانى بهترين اراضى و بدبختى سعادتمندترين شهرهاى زرافشان گشت . مرگ وى حداقل باعث رهايى آنان از دست يك جبار نامرد و آزار دهنده شد ، با اين حال هنوز از تداوم جنگ‌هاى برادر كشانه‌اى كه دائما ميان رؤساى رقيب سلسله‌هاى اكتاى و چغتاى در مىگرفت ، رنج مىبردند و حتى شهرنشينان بدبخت بيش از مردم و نيز باستان حق داشتند كه در مقابل « بلاى هر دو منزل خود » دست به دعا بردارند . « مرگ براق سبب شد كه قايدو يگانه ارباب بخش غربى خانات [ چغتاى ] باقى بماند . مبارك شاه مخلوع و رؤساى ديگر ، نسبت به او سوگند وفادارى ياد كردند ، بدين ترتيب وى به صورت رقيبى بسيار خطرناك ، اما ساكت ، براى قوبلاى درآمد . قايدو در 1270 ( 668 ه ) براى آزار بيشتر پسران براق ، نيك‌پاى ، نوه چغتاى را به رياست قبيله منصوب كرد ، اما نيك‌پاى ظاهرا در عرض كمتر از دو ماه ، سر به شورش برداشت و كشته شد و طغاتيمور يكى ديگر از نونهالان اين خاندان ( در حدود 1271 يا 670 ه ) به جاى او نشست ، با وجود اين ، تقريبا پس از دو سال ، دوا پسر براق ، طغاتيمور را بر كنار ساخت ( در حدود 1273 ، يا 672 ه ) و نزاع را با قايدو از سرگرفت ، و پيوسته ادعاهاى خود را مصرا متوجه چاپار پسر قايدو مىساخت . سلطنت او از سلطنت اخلاف ديگر چغتاى طولانىتر بود و اميد مىرفت كه خانات [ چغتاى ] به واسطه اتحاد ميان رقباى آن خاندان تا حدودى آرام گيرد ، اما بدبختانه سومين شخص فتنه‌انگيز در صحنه ظاهر شد . اباقا ايلخان ايران كه بر خلاف قايدو ، هميشه قوبلاى را خاقان قانونى مىدانست و هرگز

--> ( 1 ) . اليور ، ص 96 .