ميرزا محمد حيدر دوغلات
718
تاريخ رشيدى ( فارسي )
1854 در ساحل رودخانه كوچكى به نام قرغيز آلماتو ساخته شده است . آقاى شويلر مىگويد كه وجه تسميه اين محل به جهت فراوانى سيب ( به تركى ، آلما ) است كه در مجاورت آنجا به عمل مىآيد . ( برتشنيدر ، 2 ، ص 33 ؛ شويلر ، 2 ، ص 145 . ) ( 68 ) . يعنى راهپيمايى با گامهاى متوسط . ( م ) ( 69 ) . توصل : مصدر باب تفعّل به معنى پيوستن . ( م ) ( 70 ) . [ در ترجمه انگليسى عباراتى را حذف كرده و توضيح داده كه : ] « در اينجا متن بسيار آشفته است و معنى تمام عبارات ( كه با اين كلمات آغاز مىگردد : » اينك چون اوقيا . . . ) تا حدودى غيرقابل اعتماد است . برخى از اين عبارات در نسخه تركى راس موجود نيست . ( 71 ) . قلوماج : ظاهرا همان قلماش به فتح اول است يعنى بيهوده و بىمعنى و باطل ، و هرزه و ياوهگو . فرهنگ نفيسى ( م ) ( 72 ) . اوماج : خميرهاى خرد به اندازه ماشى يا عدسى كه از آن آش اماج كنند . لغتنامه ( م ) . ( 73 ) . نسخ نب و نت عبارت « خان را پيش ياران راندند » به صورت آشفته و نامفهوم آوردهاند كه ظاهرا ناشى از تكرار كلمات بوده است ، بدين ترتيب : نب : خان رايان پيش ياران ران پيش راندند / نت : خان رامان پيش ياران را پيش راندند . ( م ) ( 74 ) . جنيبة : مؤنث جنيب : اسب كتل ، هر مطيع و فرمانبردار . لغتنامه ( م ) . ( 75 ) . بنه [ ب ن ] لوازم سنگين وزن كه با لشكر بود ، چون خيمه و خرگاه و اثاث و اسباب و غيره . لغتنامه ( م ) . ( 76 ) . تشخيذ : تيز كردن ، جلا دادن . لغتنامه ( م ) . ( 77 ) . سورن : حمله ، هجوم ، يورش ، غوغا و هياهوى سپاهيان به هنگام تاخت بر دشمن . فرهنگ فارسى معين ( م ) . ( 78 ) . [ در ترجمه انگليسى چنين آورده « در اردوگاه هيچ اسب نمانده بود » و بر آن افزوده : ( م ) ] متن تركى به جاى « اردوگاه » - « در زمره ملتزمين خان » آورده است . ( 79 ) . تلفظ اين اسامى بسيار مبهم است ، زيرا به هيچوجه نمىتوانم آنها را حتى در روى نقشه مفصل زونگاريا اثر سورتسف ) ffostreves ( و غيره رديابى كنم . ظاهرا اينها اسامى محلى نقاط غير مسكون و بىاهميت بوده ؛ هرچند كه احتمال دارد « انغكون ارچه » با « اون ارچه » موجود در نقشههاى جديد ارتباطى داشته باشد . مطابق نقشه ، اين محل در كنار رودخانهاى ( در بخش علياى نارين - در سمت سون كول ) قرار گرفته و اتّوق - كه احتمالا تلفظ غلطى است از اتلوق - ناميده مىشود . به هر حال مؤلف ، مشخصات اين ناحيه از مغولستان را كه ماجراهاى فوق در آنجا اتفاق افتاده ، بيان نمىكند . [ اوتّوق تلفظ غلطى از اتلوق نيست ، بلكه هر دو صورت صحيح است و در مواردى حرف ل تبديل به حرف ت گشته و درهم ادغام مىگردد و به معنى مرتع ، چراگاه ، و علفزار مىباشد . ( م ) ] ( 80 ) . در نسخه تركى ، به جاى « آن پايه » ، « خدمت جانى بيگ سلطان » آمده است . - راس ( 81 ) . [ 914 ( م ) ] 1508 ميلادى . ( 82 ) . ظاهرا منظور مؤلف ، محاصره خوارزم با خيوه است ؛ اما ارسكين اظهار مىدارد كه شاهى بيگ خان در آن حال به محاصره كلات ( به زعم من ، كلات غلزاى ) اشتغال داشت . ( ر . ك : تاريخ هند ، 1 ، ص 257 . ) ( 83 ) . مؤلف ما بايد مىگفت كه سلطان حسين ميرزا ( بايقرا ) نوه ارشد عمر شيخ بن امير تيمور - نه نوه جهانگير - بود . پدر سلطان حسين ، منصور ميرزا بود كه جدش بايقرا ميرزا عمر شيخ بود . وى در 878 هجرى در خراسان بر تخت ابو سعيد جلوس كرد و تا زمان مرگش در 912 ( 1474 - 1507 ) در آنجا سلطنت نمود ؛ اما قبل از 878 وى فرمانرواى مازندران و گرگان بود . به قول ارسكين ، وى داراى قدرت و اعتبار زيادى بود و حتى با اكثر شاهزادگان برجسته خاندان تيمورى آن ايام قابل مقايسه نيست . چون هرى يا هرات ، پايتخت