ميرزا محمد حيدر دوغلات

693

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ظفر يا سعادت به احسان اوست * شقاوت هزيمت به فرمان اوست عجب حالى است كه شكر نعم او واجب و بنده از اداى آن قاصر و بر قصور شكر بزرگان قايل و عذر قصور گفتن از امثال ما ناكسان مشاركت بود بر آن بزرگان و اقدام بدان ، بىادبى امر هابل ؛ رباعى : از عهده شكر تو نيايم بيرون * هم عذر تقاصير تو مشكل‌تر ازون گر ساكتم از شكر تو اين هم مشكل * زين مشكل جانكاه بشد صبر و سكون قلم اينجا رسيد و سر بشكست . « 1 » بالجمله ، خطيب كشمير مولانا محمد يوسف ، « فتح مكرر » 1054 تاريخ يافته بود ، چه قبل از اين هم در كشمير درآمده مصافى فتح شده بود . 1055 اختتام كتاب به مناجات رب الارباب الهى ، الهى تو واجب الوجودى كه وجود تو سزاوار جود توست و جود تو لازم وجود تو . هيچ احدى را چون ساير صفحات تو در اين مشاركت نى . بيت : كفر و اسلام در رهت پويان * « وحده لا شريك له » گويان عنايت تو را علت نى و عطاى تو را قلت نى و كثرت آن را در عدد انحصار نى ، بلكه از كثرت آن از معرفتش جاهل مانده‌ايم و از اين جهالت از شكر آن غافل گشته . اگر چه فراخور آن نعم شكر نتوان كرد چنان كه گفته‌اند : « هر نفسى كه فرو مىرود ممد حيات است و چون برمىآيد مفرح ذات . پس در هر نفسى ( 339 ر ) دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى شكرى واجب . بيت : از دست و زبان كه برآيد * كز عهده شكرش بدر آيد » 1056 اما معرفت نعمت و اعتراف به عدم شكر نعمت ، نوعى از شكر بود . جهالت بنده به حديست كه نه آن‌قدر معرفت دارد كه بر جميع نعمت عارف باشد يا بر عدم شكر

--> ( 1 ) . نگ : - كم من فئة . . . بشكست .