ميرزا محمد حيدر دوغلات
682
تاريخ رشيدى ( فارسي )
دهم محرم سنه سبع و اربعين و تسعمايه روز عاشورا به همان داعيه مذكور سوار شدند و صف كشيدند ، صفى چون قلب اهل جبن متزلزل و ناراست و آنچه مقرر و مذكور بود كه گردونها و ديگها و توفكچيان ميان باشند ، هر كدام از سر كار ديگ و ضربزن و توفك كه تعلق با محمد خان رومى و پسران استاد على قلى و استاد احمد رومى و حسن خليفات « 1 » ، اين مردم سركار داران توپخانه بودند . هركس در جايى گردونها و ديگهاى خود را نصب فرمودند . زنجيرها را كشيده به قانون مقرر و امرا كه اسم بىمسمى بودند و از امارت جز نام اميرى نداشتند و خزاين و ولايت را بر كمال داشتند ، اما راى و رويت و همت و غيرت و شهامت و شجاعت كه اصل امارت از اين امور است ذرهاى در ايشان نبود . بنده را پادشاه در پهلوى خود مقرر فرموده بود ( 332 پ ) بر جانب چپ چنان كه يمين من با شمال پادشاه ملحق باشد و بر يمين پادشاه جمع گزين تلامذه پادشاه و بر شمال بنده به تمام ملازمان بنده مقرر بوده باشد . چهارصد كس انتخاب نموده بودم از ملازمان ما ، همه آزموده معارك قتال و پرورده تجارب ايام جدال ، به تمام تپچاق « 2 » 1021 سوار و جيبا 1022 پوش ، بر گستواندار بود . از بنده تا حد جونغار غول ، 1023 بيست و هفت « 3 » امراى توغدار بود . از آن طرف ديگر توپ جونغار بود ، از اين قياس بايد كرد . آن روز مصاف كه چون شير خان نيز توپ كرده برآمد و از بيست و هفت نوع ، يك توغ نبود كه همه امراى عظام پنهان كرده بودند به توهم آنكه مبادا كه غنيم متوجه توغ شود . سردارى و شجاعت امراى از اين دلاورى قياس توان كرد . شير خان را پنج توپ برآمد ، هر جوقى هزار كس و بيشتر او سه هزار كس . مجموع او را بنده كمتر از پانزده هزار قياس كردم اما لشكر جغتاى را چهل هزار كس تخمين نمودم كه به تمام تپچاق سوار و اوبچين 1024 پوش چو درياى مواج موج بر اوج مىزد . اما امراى لشكر و سروران عسكر آن نوع دلاور بودند كه ذكر رفت . چون لشكر شير خان از خندق برآمد و دو جوق ايشان كه به كثرت از ساير جوقها ممتاز بود همانجا در پيش خندق
--> ( 1 ) . نگ : خليفه . ( 2 ) . نگ : پنجاه . ( 3 ) . نگ : تا حد جويبار بيست و هفت .