ميرزا محمد حيدر دوغلات
681
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مثقال نقره باشد بهاء آن بود در يك فرسخى آنچه نمودار شدى مىانداختهاند . چون لشكر گريختن گرفت مصلحت چنان نمود كه چون لشكر بىجنگ ويران خواهد شد بارى جنگ كرده شود . اگر امر نامرضى سمت وقوع پذيرد بارى نزد خلايق مظنون نباشد كه چنين ممالك هندوستان را چنان عميان « 1 » از دست دادند و جنگى هم نكردند . ديگر آنكه چون از آب گذرند ديگر كس نيز نتواند گريخت . به اين موجبات از آب گذشتند و از طرفين خندقها كشيدند . هر روزه رنود و اوباش و هنود بىباش ، 1018 به هواى خود از جانبين جنگ مىكردند . در خلال اين حال باران پشكال 1019 باريد و آن زمين كه محل ضرب خيام عسكر ندامت انجام بود پر آب شد . كوچ كردن از آنجا لازم شد . اهل راى گفتند كه در يك باران ديگر طلاطم امواج سيلاب تمام لشكر را در گرداب خواهد كرد . پس لايق آنكه در جايى كه در مقابله مخالف بلند باشد كه سيلاب پشكال در آن سيلاب نكند نزول بايد فرمود . بنده در آن حواشى گشتم ، جاى مناسب ديدم . خواستند كه كوچ كنند « 2 » بنده معروض داشتم كه « 3 » مخالف را در محك آزمون امتحان كنيم كه در وقت كوچ او مقابله نيايد ، كه اگر آيد به وقت كوچ مصاف خلاف ( 332 ر ) راى باشد . فردا كه روز عاشورا است يسالى در غايت ربط و ضبط بكنيم و پيش نمىرويم به بينيم كه از خندق بدر آمده پيش مىآيد خود جنگ كنيم . آخر ميان ما و وى مصافى در ميان خواهد بود ، اين لايقتر كه ما خود را راست كرده و ديگها را و ضربزنها را در مقابله داشته و توفكچيان 1020 را كه قريب پنجهزار بودند در ميان گردونها مقرر فرموده باشيم . اگر او ببايد و خود را بر ما زند محل و وقت مصافى به از اين نباشد ، و اگر او از خندق بدر نيايد ما تا قريب نيم روز صف كشيده باشيم . چون معلوم شود كه او برآمدنى نيست ، آن روز برگشته فرود آييم ، فردايش به هان طريق ما يسال كرده ايستيم . بار و بنه كوچ كرده از عقب يسال گذشته به منزل فرود آيند و ما متعاقب به همان منزل رفته نزول فرماييم ، به حزم اقرب مىنمايد . تمام اهل راى اين معنى را پسنديدند .
--> ( 1 ) . نگ : - چنان عميان . ( 2 ) . نگ : - خواستند كه كوچ كنند . ( 3 ) . نگ : + فردا .