ميرزا محمد حيدر دوغلات

675

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بالجمله ، پادشاهى است در غايت علو رفعت و شوكت و شهنشاهى است در كمال همت و عظمت چنان كه بنده بعد از شكست‌ها در آگره به ملازمت او رسيدم كه ذكر خواهد شد . خلايق مىگفتند ، عظمت و شوكت پادشاهى او آنچه قبل از اين بود هيچ نمانده با وجود به وقت يسال ( 328 پ ) جنگ گنگ كه تمام امور آن تفويض به من بود هفتده 1005 هزار شاگرد پيش 1006 تفصيل نمودند ، تجملات ديگر را از اين قياس توان كرد . بالجمله ، مجمل اين وقايع آنكه به وقتى كه بار اول كامران ميرزا قندهار رفته بود ، پادشاه به گجرات رفت و استخلاص فرمود و از جهت ناسازگارى و بىدرايتى امراى بى ماحصل گجرات را گذاشته برگشت . اين در كمال حسن دولت پادشاه خللى و شخص دولت او را از اين انفعالى به حاصل آمد و آن ابهت و صلابت او را از قلوب خلايق كمتر شد . متعاقب متوجه بنگاله شد كه مگر جبران نقصان شود . بنگاله نيز گرفت ، مدت مكث او در بنگاله متمادى شد . هندال ميرزا كه برادر كهتر او بود در آگره به علت آنكه شير خان از حدود بركونده و رهتاس « 1 » متوجه آگره است ، شيخ پول را كه پير پادشاه بود كه مذكور شده است كشته و خطبه به نام خود خواند و طبل سلطنت را به دوال مخالفت آشكارا كوفتن گرفت . چنان كه در امثال گفته‌اند ، هرجا كه مخالفت خاست دولت برخاست . چون اين خبر به بنگاله رفت ، پادشاه بنگاله را به جهانگير قولى ابن ابراهيم بيگجيك مغول با پنجهزار كس سپرد و خود متوجه آگره شد . اما هندال ميرزا چون خطبه به نام خود خواند امراى پادشاه در اطراف بلدان هند كه بودند هيچكس اطاعت نكرد . هندال ميرزا را از آنجا كه ركّت راى و سبب بىدولتى بود شيرخان را گذاشته به تسخير ممالك پادشاه متوجه شد . چنان كه گفته‌اند كه كار دوستان را بساز كه دشمن خود كار خود را سازد . اول متوجه حضرت دهلى شد كه دار الملك تمام هندوستان است . حكام دهلى كه امراى پادشاه بودند دهلى را ندادند ، از هر دو جانب محاربه سخت مىكردند و به دشمن نامردى و به دوست مرديها مىنمودند .

--> ( 1 ) . نب : بركودنده و در هتاس .