ميرزا محمد حيدر دوغلات

676

تاريخ رشيدى ( فارسي )

هندال ميرزا به اين مشغول ، همايون پادشاه از بنگاله با جوسه و پايك رسيد . شيرخان فرصت را غنيمت شمرد سر راه پادشاه را گرفت . 1007 تمام مراكب پادشاه ( 329 ر ) در بنگاله تلف شده بودند و لشكر از قوت فرومانده و با پشكال 1008 درمانده . « 1 » مدت سه ماه در مقابله شيرخان نشسته . متعاقب كس مىآمد كه سرفتنه ملك هند شيرخان است ، اينجا مقابله آمده و برادران زود برسند كه او را مستأصل بايد كرد و برادران خود به دشمنى مشغول و دشمن به كار . چون اوضاع و اخبار به كامران ميرزا رسيد ، بالفور لشكر به سر دهلى كشيد . هندال ميرزا از او گريخت . امراى پادشاه برآمده و كامران ميرزا را ديدند و از آمدن كامران ميرزا خلايق را فى الجمله قوتى به حاصل آمد ، چندانكه اهل تجارب در رفتن به طرف جوسه و كومك شدن پادشاه مساعى نمودند اما نواقص العقول بر خلاف تقرير مىكردند ، رفتن جوسه موجب تخليص پادشاه و انعدام اعدا و گرفتارى ما مىشود . كامران ميرزا از جهت عدم تجارب و سبب كودكى كه گفته‌اند ؛ ع : به جز پير سالار لشكر مباد ، « 2 » مناقص نواقص العقول را معقول مىپنداشت و در رفتن تأنى مىنمود و اهل تجارب مىگفتند چون رفتن او در تعويق است پس بايد برگشت . اسباب لشكر را ضايع نساخت . هركس با وطن خود رود و تهيه اسباب جنگ و لشكر را - كما ينبغى - سازد . اگر شيرخان ، پادشاه را شكند ما بارى آماده باشيم و اگر پادشاه شيرخان را معدوم گرداند ، فهو المراد . به اين نيز راضى نمىشدند [ و مىگفتند ] اگر شيرخان را پادشاه انهزام دهد از ما رنجيده خواهد شد ، سبيل عذر تقاصير بربسته ، مذبذبين ذلك را امام خود ساخته تا آگره رفتند . يك ماه بيشترك در آگره بودند كه پادشاه شكسته و ريخته آمد . در عين پشكال تمام برادران آمدند و يك جا ملحق شدند و اين واقعه در صفر سنه سته و اربعين و تسعمايه 1009 بود . « 3 » گفتار در واقعه جنگ گنگ 1010 چون تمام برادران جمع شدند ، در امور حادثه مطارحات و كنكاش مىكردند و گفت

--> ( 1 ) . نگ : فرومانده و موسم باران نيز فرا رسيده . ( 2 ) . نگ : - ع . . . مباد . ( 3 ) . نگ : + فصل صد و دوازدهم .