ميرزا محمد حيدر دوغلات

674

تاريخ رشيدى ( فارسي )

امور ملك را تفويض كرد و خود به مباركى متوجه قندهار شد . چون به قندهار رسيد موكلان شاه طهماس به صلح قلعه قندهار را تسليم نمودند و به عراق رفتند و اين سفر مدت ( 328 ر ) يك سال و چيزى بود و در اين مدت بنده در ترتيب امور ملكى بدانچه ممكن بود مساعى - كما ينبغى - به ظهور رسانيدم و نسق ممالك و استخلاص مواجب و ضبط متمردين و محافظت حدود ياغى و استحكام ثغور اسلام را به تمام و كمال منوط و مربوط نگاه داشت نمودم . چون كامران ميرزا در عين فتح و فيروزى باز به دار الملك لاهور رسيد ، مواجب بنده كه پانزده لك 1002 بود ، پنجاه لك مقرر گردانيد و به ازدياد عاطفتم بين الاقران ممتاز گردانيد . يك لك هندوستان بيست هزار شاهرخى باشد . شاهرخى رايج الوقت نقره يك مثقاليست . « 1 » 1003 ذكر همايون پادشاه ابن بابر پادشاه و اختلال كار او همايون پادشاه ابن بابر پادشاه كه اعظم و امجد و اسن اولاد پادشاه است ، بنده به علو فطرت و خوبى جبلت او كمتر كسى ديده‌ام ، اما معاشرت و كثرت مخالطت ارباب نفس و شرور و اصحاب خبايث و بور كه مقدم و اعظم ايشان مولانا محمد پرغرى و غيرهم باشند ، بعضى صفات عرضى نامرضى عارض شده است ، از جمله افيون و هرچه از پادشاه صدور يابد كه موجب گفت و شنود خلايق باشد همه راجع بدين امور مذكور است و الا فى حدّ ذاته « 2 » ذات ملك صفاتش مستجمع انواع فضايل و كمالات و در شدايد رزم ، استقامت شجاعت و ثبات قدمش چون وَ تَكُونُ الْجِبالُ و در لطايف بزم كف درر بارش دريا مثال و دل صافى او معدن جواهر نيات صوالح اعمال و كف كان او منبع سحاب سخاوت « 3 » مروت مآل ، مگر انورى 1004 خاصه براى او گفته است : بيت : دل اگر بحر و دست كان باشد * دل و دست خدايگان باشد « 4 »

--> ( 1 ) . نگ : + فصل صد و يازدهم . ( 2 ) . نگ : - و الا فى حدّ ذاته . ( 3 ) . نگ : شدايد رزم ، شجاع و در بزم بخشنده و سخاوتمند بود . ( 4 ) . نگ : - استقامت شجاعت . . . خدايگان باشد .