ميرزا محمد حيدر دوغلات
673
تاريخ رشيدى ( فارسي )
و دولت ميرزا عمر شيخ ابن ميرزا سلطان ابو سعيد است . فرزندان او بعد از ميرزا عمر شيخ به طريق وراثت پيش بابر پادشاه مىبودند . كارهاى شگرفى از دست ايشان در ملازمت بابر پادشاه برآمد و محامد ايشان ( 327 پ ) در آن خاندان بسيار است چنان كه شش برادر پيش پادشاه به تفاريق در حروب كشته شدند و اين يك برادر كه مير خواجه كلان باشد مانده بود . مرد فاضل ، شجاع به متانت راى ملك آراى او سركار پادشاه منتظم مىداشت . گرفتن پادشاه ، هندوستان را موافق تقرير الهى ، به سعى و اجتهاد او بود . بالجمله قندهار را قلعه بندان كرد ، به نوعى كه سام ميرزا در گرفتن آن هشت ماه مساعى مجهوده به ظهور رسانيد ، اما ميسر نشد . بعد از هشت ماه ، كامران ميرزا از هندوستان آمده بود ، در قلعه قندهار ، مصاف داد و بروز شجاعت و اجتهاد ميرخواجه كلان بعد از ثبات قدم ميرزا فتح به جانب كامران ميرزا شد و سام ميرزا شكسته و ريخته به عراق 1001 رفت و كامران ميرزا به لاهور آمد . و بنده در آن ايام به لاهور رسيدم . آن زمستان گذشت ، بهار ديگر شاه طهماس به انتقام برادر ، قندهار آمد . اين شاه طهماس آن است كه هرگاه كه وى متوجه خراسان شود ، عبيد اللّه خان به آن جلالت و اوزبك بدان كثرت ، مقاومت او را به مفارقت فرمايد و فرار برقرار اختيار كند . بيت : گر تو عزم بهشت خواهى كرد * ديگران دوزخ اختيار كنند « 1 » مير خواجه كلان قلعه بندان نتوانست كرد ، هم از كثرت و قوت شاه طهماس ، ديگر آنكه سال گذشته هشت ماه قلعهدارى كرده و اسباب قلعهدارى در آن ايام تلف شده . مع هذا رجاء واثق نى كه كامران ميرزا آيد و او را از دست شاه طهماس برهاند . به اين موجبات قندهار را گذاشته با اوچه و تته آمد . از آنجا به لاهور آمد . چون اخبار به مسامع عليّه كامران ميرزا رسيد ، بر عزم قندهار تصميم نموده تمام حدود هندوستان ، آنچه به دو تعلق بود اصحاب ديوان و ارباب عمل را به تمام با بنده تسليم نمود و دخل تمام ممالك و
--> ( 1 ) . نگ : - بيت گر تو . . . كنند .