ميرزا محمد حيدر دوغلات
660
تاريخ رشيدى ( فارسي )
شاگرد پيشه پنج كس همراه آوردند . فى الجمله وحشت تنهايى تسلى يافت چون ساعتى گذشت از هر طرف اسكندر سلطان و محمود ابن عمّم آمدند ، قريب پنجاه نفر جمع شدند . از آنجا متوجه ماريول شديم . اول فصل جدى و ابتداى هنگام دى بود و كثرت برودت دى . بيت : از سردى دى چو مرغ آبى * آورده پناه با كبابى « 1 » اشتداد برودت به حدى بود كه چنان كه بود اگر مشروح شدى مظنون به سخن آرايى گشتى . بالجمله ازين جمله پنجاه نفر زياده از چهل كس را دست و پاى و گوش و بينى ، سرما برد . به اين عقوبت و صعوبت در بيست و پنج روز به ماريول رسيده شد . جويان 970 ماريول ، تاشيكون ولته جغدان كه اسامى ايشان در چند محل سابقا مذكور شده است به خدمت مبادرت نمودند ، با آنكه در حق ايشان شدتها و غارتها و قتلها رفته بود ، بنده از آن مستشعر بودم . بر خلاف آن ، ايشان به انواع خدمات ( 321 پ ) استقدام نمودند و معذرتها تمهيد كردند كه چهارصد سال است كه ابا عن جدّ ، ما رعيت و شما پادشاه و ما بنده و شما بنده پرور بودهايد . اگر به وقت عظمت و كثرت حشمت به علت هراس تقصيرى رفت ، با تأديب مقابله فرمودن دأب مخاديم باشد و اگر هر كس از جويان تبت در آن زمان طاعت و خدمت كردند از ترس و هراس بود ، اكنون خدمت اين زمانه از روى اعتقاد و راستى باشد . معلوم شود كه چه كس از اهل اعتقاد بوده و دعوى غلامى چه كس از روى دل بوده نه از سر زبان . [ بيت : ] « 2 » جمعى زبان به دعوى عشقت گشادهاند « 3 » * اى من غلام آنكه دلش با زبان يكيست « 4 » قلعه شيه را كه دار الملك ماريول است پيشكش كردند . 971 در شيه درآمده فى الجمله ترفه وقتى به حصول پيوست . در آنجا چند كس از لشكر مانده بودند ملحق گشتند . مولانا
--> ( 1 ) . نگ : - بيت از . . . كبابى . ( 2 ) . نب : - بيت . ( 3 ) . نب : + ع . ( 4 ) . نگ : - معلوم شود . . . يكيست .