ميرزا محمد حيدر دوغلات
658
تاريخ رشيدى ( فارسي )
هر داغ كاورد قدرى رو به بهترى * آن داغ را گذارد و داغ دگر نهد تواتر محن و بلايا و توالى آلام جور و جفا كه متواتر و متوالى چون تلاطم امواج و متعاقب و به تواتر رسيد ؛ نظم : زين بحر آبگون چو كسى آب خوش نخورد * خود را ز آب خورد جهان سير كردهايم سفينه احوال در تموج بحار ختن و طوفان بلايا و محن مستغرق و ممتحن كرد . بر سران آن اقطار امطار تشويش و تشوير از سحاب چرخ فلك محنت اثير بلايى بود بر سرى ؛ بيت : هرگز نايد ز چرخ باران كرم * زين چرخ بلا هميشه مىبارد غم چون چرخ واژگون و فلك بوقلمون ، دو رويهگى آغاز و كدورات اخوان الصفا از يك سوى و انواع بلايا از ديگر سوى روى آرد كه در آن هيچكس را دخلى نيست و هيچ دستى را در آن عمل نى ؛ ( 320 پ ) رباعى : از دشمن اگر جفا رسد عيبى نى * از جور و جفاى او مرا ريبى نى زان جور و جفا كه از فلك مىآيد * در جمله جهان يكى درست حبيبى نى تفصيل شدايدى كه بعد از وقايع خان مغفور دست داده بر سبيل اجمال لايقتر مىنمايد كه تفصيل آن - عياذا باللّه - در انظار مطالعان كه اين نسخه محقر را به نظر سعادت اثر منظور گردانيده باشد به تجاوز حدى درآيد و مظنون به سخنى آرايى گردد ، چه از شدايد آن وقايع مر حجله نشينان بحر امنيت را محتمل است كه مستعبد نمايد . پس به حكم آنكه گفتهاند ، هر راست كه به دروغ ماند مبالغه مكن و هر دروغ كه به راست ماند مگوى ، از تفصيل اين وقايع بدايع تجنب نموده به اجمال و اختصار شروع مىرود . « 1 » چون رشيد سلطان از مهمات و نهب و آزار اعيان اقربا و عمّم « 2 » پرداخت ، كس با تبت
--> ( 1 ) . نگ : - نظم صبح ما از تو . . . مىرود . ( 2 ) . نگ : آزار عمّم و اقرباى او .