ميرزا محمد حيدر دوغلات

649

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حرارت ، خان را به سرعت آورده در هجرهء ديوانخانه مدفون كردند . در خلال اين حال عمّم از كاشغر آمد بر حضرات عاليات از اهل حرم و خانيمان امور تغريت و عزا را تمام به تقديم رسانيد و مهم عزا را در بيرون از پيش گرفت و از امرا هر كه حاضر بود همه التماس عهد و پيمان كردند . در جمع اكابر و علما و حضور اعالى و امرا ، اول عمّم عهد كرد كه آنچه در زمان خان مغفور بوده به از آن به ايشان معامله كند و ايشان نيز موكد به ايشان و تغليظ به سخط سبحان كردند كه ما نيز در نيكخواهى و يك جهتى از پيش بيش مساعى به ظهور رسانيم ، على الخصوص ميرزا على طغاى كه در باب خدمتكارى و اعتقاد و يك جهتى و اتحاد به اغلظ قسم مؤكد گردانيد . چون خاطرها از اين امور پرداخته شد در باب خان برداشتن و فرا داشتن عبد الرشيد سلطان ، مطارحات رفت . آن را به احسن وجهى قرار دادند و منتظر قدوم رشيد سلطان مىبودند . چون خبر وصول او برسيد در سلخ ذى الحجه بود . عمّم معارف و « 1 » اكابر را پيش فرستاد و قواعد و ترتيب عزا را مشخص كرده و گفته كه در سلخ ماه و سال ، روز چهارشنبه نزول اجلال نيك نباشد . اين شب در حدود شهر توقف فرمايند فردا غره محرم روز پنجشنبه ابتداى سال اربعين و تسعمايه 946 است ، تشريف قدوم ارزانى دارند . چون امرا پيش رفتند مقرر بدين كردند . اما ميرزا على طغاى به خفيه رفت و نمود كه چون نمك خان بر ذمت ما لا حق بود لازم نمود كه خلاف عهد كرده آنچه سيد محمد ميرزا با بنده و امرا مقرر كرده به عرض رسانم . ( 316 ر ) تا در آن باب فكرى به تقديم رسانيده آيد . آن اين است كه از ما عهد گرفته است كه رشيد سلطان را به مجرد وصول در پهلوى پدرش جاى دهيم و امر خانيت را به اسكندر سلطان كه در تبت است مقرر گردانيم و از اين اكاذيب چندى پرداخت و مقرر كرد كه به رسيدن ، پرسيدن حاجت نباشد . صباح پنجشنبه غره محرم اربعين و تسعمايه رشيد سلطان متوجه مرقد پدر شد و عمّم لباس ماتم پوشيده چنان كه گفته‌اند : رباعى در ماتم تو دهر بسى شيون كرد * لاله همه خونِ ديده در دامن كرد

--> ( 1 ) . نگ : - معارف و .