ميرزا محمد حيدر دوغلات
650
تاريخ رشيدى ( فارسي )
گل جيب قباى ارغوانى بدريد * قمرى نمد سياه در گردن كرد « 1 » بر سر مضجع خان - نوّر اللّه مضجعه - « 2 » نشست . چون رشيد سلطان همچنان سوار تا در خانه رسيد ، عمّم پيش برآمد ، گريبان چاك زده و محاسن مبارك بركنده و دستار كبود بر زمين زده و نمد سياه در گردن كرده . نظم : دل خون و جان فگار و جگر ريش و سينه خاك * هم خود بگو كه چون نكشم آه دردناك عطر كفن ز خاك درت كردم آرزو * واحسرتا كه مىبرم اين آرزو به خاك « 3 » وافغان ، وا حسرتا وافريادا ، وادردا « 4 » بركشيده برآمد . رشيد سلطان فرمود كه بگيريد . از طرف گرفتند و تيغ نامسلمانى را بر گردن مسلمانى راندند . سرش از تن جدا كردند و على سيد كه در چند محل ذكر او سبق يافته او را نيز به درجه شهادت رسانيدند . چون اين هر دو مظلوم را شهيد كرد « 5 » از اسب فرود آمد ، به سر تربت پدر رفت و از آنجا پيش حضرت عاليات رفته فى الجمله مراسم تغريت را مرعى داشت . در خلال اين حال ميرزا على طغاى را به كاشغر فرستاد . فرزندان اعمامم را ، حسين منصور ابن سيد محمد ميرزا و ابن ميرزا ابابكر سلطان محمد ميرزا ، و ابن سيد محمود ميرزا ، هر سه را ( 316 پ ) كه سنين عمر ايشان با بيست نرسيده بود به قتل آوردند و از استخفاف « 6 » و تاراج دقيقه نامرعى نگذاشتند و آنچه عمّم در حق رشيد سلطان نيكى و به خدمات استقدام نموده بود همه را به مقاتله مقابله فرمود و عهود و مواثيق كه به تغليظ ايمان و سخط سبحان مؤكد بود چون خونبهاى ايشان آشاميد . « 7 » 947 جهان پر كفر از آن زلف دو تا شد * مسلمانان ، مسلمانى كجا شد « 8 » در رسوم خلايق چنان است كه براى اعزّه مميتين با طيب اموال و اهل مواشى ختم
--> ( 1 ) . نگ : - چنان كه گفتهاند . . . كرد . ( 2 ) . نگ : - نوّر اللّه مضجعه . ( 3 ) . نگ : - نظم دل خون و . . . خاك . ( 4 ) . نگ : - وا دردا . ( 5 ) . نگ : چون اين هر دو بد اقبال را مقتول كرد . ( 6 ) . نگ : + [ نسبت به باقى ماندگان - يعنى بيوهها و خويشان عمّم ] . ( 7 ) . نگ : خونبهاى ايشان مصرف كرد . ( 8 ) . نگ : - جهان . . . شد .