ميرزا محمد حيدر دوغلات

639

تاريخ رشيدى ( فارسي )

فرمود . هر كس را كه فراخور حال موافق احوال ( 310 پ ) سخنى به خاطر رسيده بود معروض داشتند . چون تمام سخنان به مسامع اعلى مسموع شد بعد از تامل با بنده فرمود كه معلوم تو خواهد بود كه دايم زبان اخلاص ناطق و « 1 » نيت صادق بود ، بدان كه غزات را به نفس خود خالصا لوجهه سبحانه « 2 » به تقديم رسانيده آيد و اين فرض كفايت را از عموم اهل اسلام به نفس خود كفايت نمايم و در ضمن تخريب بتخانه ارسنگ كه قبله‌گاه تمام خطاست واقع شود . مع هذا از پادشاهان اسلام هيچكس را آن ميسر نشده است بلكه هرگز اهل اسلام را بر آنجا گذرى نيفتاده است ، اما قوت مزاج من به آن وفا ننمود . 921 اين مقدار غزات كه واقع شد اصل نيت به جاى آمده صورت اصدار پذيرفته است . « 3 » با آنكه على الاستمرار در مزاج و باطن خود ضعف قوى احساس مىكنم چنان كه از قواى ظاهر من ظاهر است بايد كه مرا به كنف عصمت حق سبحانه و تعالى ، سپارش بنمايى و از قبل دلالت من دامن اجتهاد بر كمر جهاد محكم كرده به تخريب آن استقدام نمايى و من به وطن مألوف مراجعت نمايم و همچنين تمامى كليات امور بر كل ، تفويض به توست . مرا و عم خود را كه هر دو پير شده‌ايم در گوشه عبادت كه كنج راحت در آن كنج است بگذار و مهمات اين دولت را در پيش‌گير و ما تو را به دعاى خير مدد نماييم و تو ما را به كار خير مدد نمايى . و از اين مقوله مطولى بيان فرموده يارليغ صادر گردانيد كه ميرزا حيدر مختار است هر كس را كه [ بخواهد ] « 4 » همراه خود گرداند ، هيچكس به صدور حكم و يارليغ مقيد و معطل ندارد . 922 چون يارليغ « 5 » بدين گونه سمت اصرار يافت امراى كلان را رخصت مراجعت كردم و برادرم عبد اللّه ميرزا و ابن عمّم محمود ميرزا را همراه گرفتم و جانكه ميرزا و بهريكه ميرزا كه اسامى ايشان در يسال كاشغر مذكور است بدين لشكر مقرر گردانيدم و از ساير الناس ( 311 ر ) عساكر دو هزار مرد انتخاب نمودم و بدين مهم متوجه شدم تا اين مهمات پرداخته شد . شش روز از ذو الحجه گذشته بود مدت ملازمت

--> ( 1 ) . نگ : - زبان اخلاص ناطق و . ( 2 ) . نگ : - خالصا لوجهه سبحانه . ( 3 ) . نگ : - اين مقدار . . . است . ( 4 ) . نب : - بخواهد . ( 5 ) . نگ : همراه خود گرداند هر كس كه انتخاب شود تابع فرمان اوست نه من چون يارليغ .