ميرزا محمد حيدر دوغلات

635

تاريخ رشيدى ( فارسي )

رسيده است . هيچ امرى كه انگشت اعتراض و سرانگشت احتراز بر آن توان ماند وقوع نيافته . اگر اين امر واقع شود خسارت آن به نام بنده منتهى مىشود . بعد از اين هر كس از امرا كه فى الجمله وسواس در قوت واهمه او از وسواس شيطان باشد يقين داند كه او را همراه من ساخته‌اند كه كارگزارى ملك الموت را به تقديم رسانم ، البته در مخلص خود مساعى مجهوده به ظهور رسانند و همراهى من كس را در توهم جان اندازد . اين نه لايق اطوار مسلمانى است . و مع هذا بى ( 308 ر ) شريعت نيز محذور است . « 1 » چون بنده به ديده ملاحظه‌اى در مرآت تامل ديدم جز به اختيار اين دو كار چاره نبود ، يكى كشتن ميرزا على طغاى و استخلاص كشمير ، ديگر ناكشتن او و [ بر ] گشتن از كشمير . پس بنده به گذاشتن كشمير راضى شدم . به ملوك كشمير سخن صلح را در ميان انداختم ، نصيحت عقلا را نيوشيدم ، از اين محنت‌ها كشيدم و ديدم آنچه ديدم . چنان كه گفته‌اند هر كه را دشمن زبون در پيش است اگر نكشد دشمن خويش است . « 2 » بيت : دست بر دست و مار بر سر سنگ * خيره رايى بود قياس درنگ « 3 » گفتار در برآمدن از كشمير و آنچه در آن ايام واقع شده در آن زمان اسم سلطنت كشمير به نام محمد شاه بود و از ملوك كشمير بعد از على مير مقتول مذكور ، ملك ابدال ماكرى و كاجى چك و لاهور ماكرى و ريكىچك « 4 » بود . چون سخن صلح شد ايشان منت‌ها داشتند بلكه باور نداشتند كه ولايتى بدين لطافت گرفتن و باز رها كردن كار كدام بىخرد است . و بالجمله خطبه و سكه را به نام و القاب گرامى خان مزين گردانيده و مال كشمير را به آنچه موصول مغول است مستخلص كرده و مخدره‌اى از مخدرات عفت محمد شاه « 5 » را براى اسكندر سلطان گرفته هر كس فراخور رتبه خود به يكى از سلاطين و ملوك كشمير

--> ( 1 ) . نگ : - و مع هذا . . . است . ( 2 ) . نگ : + فصل صد و سوم . ( 3 ) . نگ : - بيت دست . . . درنگ . ( 4 ) . نگ : يك چك . ( 5 ) . نگ : مستخلص كرده و يكى از دختران محمد شاه .