ميرزا محمد حيدر دوغلات
634
تاريخ رشيدى ( فارسي )
فرموده كه قازوره در بينى او داشتند . فى الحال به هوش آمد و گفت : نظم مىشنيدم به سالهاى دراز * وصف بوى عبير و عنبر را زانچه ديدم به طبلهء عطار * بهترك ديدهام گوهتر را « 1 » بالجمله به ميردايم على گفتم اگر در زوايد اخذ و ضبط كشمير تلفيقى رود اين مردم نامردم بر امرى كه اساس بنيان سلطنت متخلخل گردد اقدام خواهند نمود . ميردايم على گفت كه خان به وقت رخصت با بنده فرمود كه ميرزا على طغاى در كليات امور خانى جزويات صرفه كار خود را مرجح مىدارد و اكثر مساهله مىورزد و اين امر را البته بر خود لازم گرفته است و كليات امور خانى را از جهت جزويات ( 308 ر ) مهم خودش كه پيش نهاد ساخته واپس مىگذارد . 913 و اين جريمه را از وى معذور داشته ، بذيل عفو قبح اين افعال راستر فرمودهام و اختلال پيشنهاد ضمير منير را بر مراد وى تجويز نموده و از وقوع اين انواع امور توزيع خاطر و تصريع حدوث وقايع مىآرد ، اين مرتبه نيز عادت معهود را اعاده كند به اعانت فرزندم اسكندر سلطان جزو او را از كليات حيات ناچيز گردانيد در اين هنگام در ناچيز ساختن او تاخير نبايد كرد كه آنچه كرده در گردن اوست . 914 چون يارليغ خانى در انعدام او به زوايد تاكيد سمت اصدار يافته است به تقديم رسد ، ديگر هيچكس را فرجه خباثت و مجال نفاق نماند و اتفاق تمام دست دهد و ملك كشمير كه هيچ كس در حفظ ضبط و تصرف خواقين مغول درنيامده صورت استخلاص پذيرد و نام نيك و آوازه بلند آن در روزگارها به تو عايد گردد و در ذمت دودمان خواقين مغول تو را منت عظيم پيدا آيد كه اين ولايت را هيچكس در قبض تصرف نياورده . بنده در جواب گفتم كه حاليا مدت ده سال باشد كه بندگان مهم لشكر و امور عسگر را به تمام و كمال مطلقا با بنده تفويض مىكنند و در هر وقت به مقتضاى آن از امرا با بنده مصحوب مىگردانند . به حمد اللّه تعالى الى غاية همه مهمات به موجب خير به اتمام
--> ( 1 ) . نگ : - نظم مىشنيدم . . . را .