ميرزا محمد حيدر دوغلات

630

تاريخ رشيدى ( فارسي )

در محوطه راجدان بابا و دال 901 و ملجار لشكر را فرود آورده چند روز « 1 » هيچ اثرى از هيچ كس پيدا نشد . بيست و چهار روز همانجا نشسته شد تا مراكب و مواكب به حال قوت معاودت نمود . لشكر كشمير در جنوبى شهر در دو فرسخى در ميانه لاى نشسته بود . آنجا ظاهر شدند . اهل رأى چنان مصلحت نمودند كه نگاه داشت شهر به ما نسبتى ندارد و در برون‌ها مىبايد گشت تا انتهاز محاربه يافت شود چه لشكر ايشان به كثرت و عدد آلت ، فوق الحد و الامكان قدرت قوت ماست . لشكر كشمير را به خدمت توان در هم شكست . بيت : همى تا برآيد به تدبير كار * به پيكار دشمن تو خود را ميار « 2 » از شهر كوچ كرده از پيش لشكر ايشان با يسال گذشته بر جانب شرق كشمير در بكانه 902 نام موضعى نزول واقع شد . حاصل الفحوا آنكه از آن تاريخ كه جمادى الآخر بود تا شعبان كه از اواخر تيرماه 903 تا بهار از لشكر كشمير سر در گريز مىگشتيم . لشكر كشمير نيز از اين جهت غره شدند و دلير گشتند به نوعى كه ( 306 ر ) در اوايل حال هرگاه كه ما كوچ مىكرديم ايشان چند روز توقف مىكردند و در مقابله جاى محكم مىيافتند . اول پنهانى آنجا را به هر طورى كه مىدانستند مضبوط مىكردند . شب كوچ كرده در آنجا متحصن مىشدند . در اواخر حال چنان شد كه بىتحاشى همان روز كه ما كوچ مىكرديم ايشان نيز متعاقب كوچ مىكردند تا آخر الامر در موضع باغ بوين « 3 » 904 در وقتى كه ديوانه كوچ كرده بر زمين هموار رانده بودند ، بنده يسال كرده از پيش ايشان برآمدم . تفصيل اين مجمل تطويل دارد . ملخص آنكه در يك لحظه نسيم فتح و فيروزى 905 از مهبط الطاف عنايت بىعلت حضرت كريم فتاح « 4 » وزيدن گرفت « 5 » و خاك ادبار غبار خاكسارى را بر مفارق اعدا ريختن . بيت : ز بس كشتگان بر سر يكديگر * همه كوه شد بوم و بر سر بسر « 6 »

--> ( 1 ) . نگ : نزول فرموده لشكر خود را در حصار آن جاى دادم چند روز . ( 2 ) . نگ : - بيت همى . . . ميار . ( 3 ) . نگ : نوين . ( 4 ) . نگ : - از مهبط . . . فتاح . ( 5 ) . نگ : + و دشمن در هم شكسته منهزم شد . ( 6 ) . نگ : - و خاك . . . سر بسر .