ميرزا محمد حيدر دوغلات

618

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ايشانى فى الجمله بيانى كرده شود تا اصل حكايت روان و منقح‌تر گردد . « 1 » گفتار در ذكر اوضاع كشمير كشمير از مشاهير بلاد عالم است ، به انواع لطايف در عالم مشهور به غرايب اوضاع در السنه مذكور و با وجود [ اين ] « 2 » چنان كه هست هيچكس نمىداند . در كتب متقدمين ، مجمل احوال و اوضاع او معلوم نمىشود . امروز كه تاريخ محرم الحرام سنه خمسين و تسعمايه 850 است كه بر كل متصرف اين بلده طيبه‌ام و جميع اوضاع وى مشاهده شده است آنچه مكتوب مىشود از روى شهادت است . و در لطافت آن لطيفه‌ايست كه به وقتى در مرتبه ثانى به كشمير درآمدم هنوز بر كل متصرف نشده بودم . در مآل احوال استخلاص و استقرار به كشمير به كلام اللّه تفأل كردم ، اين آيت برآمد كه كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ . 851 جلگاى كشمير از جانب بكنى كه عبارت از ما بين جنوب و مشرق باشد بر طرف ركن به اين واقع است ، آنچه هموارست بر طول قريب صد كروه كه عبارت از سى ( 299 پ ) فرسخ باشد و در عرض بعضى مواضع بيست كروه و در كمتر جاى ده كروه 852 باشد ، در اين محدود مذكور تمام اراضى وى بر چهار قسم منقسم است : زراعت آبى است ، يا للى ، 853 يا باغ ، يا ميدان‌هاى هموار سه 854 بركه « 3 » كه مخلوط با بنفشه و انواع گل‌ها كه در كنار رودخانه‌ها و گول « 4 » 855 هاست و در اين زمين از جهت رطوبت زراعت نيك نمىشود . به اين سبب مانده است و آن خود يكى از لطايف اوست . 856 حرارت هواى او در تابستان در كمال لطافت است چنان كه احتياج مروحه 857 هيچ وقتى نمىشود . بر سبيل دوام نسيمى كه شيم آن نفخه روح آرد 858 از نسايم لطايف وزان و على الاستمرار از نكهت صبا كه روح آن چون دم روح اللّه خاصيت مىآرد ، اوراق ازهار از آن ريزان ، دستان سرايان عناديل به زبان حال ، قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ 859 خوانان ؛

--> ( 1 ) . نگ : + و گزارشاتى از سرزمين كشمير و حكام آن ارائه گردد . فصل نود و هفتم . ( 2 ) . نب : - اين . ( 3 ) . نگ : - سه بركه . ( 4 ) . نگ : - گول .