ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 83

تاريخ رشيدى ( فارسي )

سپاهيگرى را نيك مىدانسته ، چنانچه به اشاره سلطان ابو سعيدخان « 1 » از راه كاشغر و تبت به كشمير درآمده رايت استيلا برافراشت و كرت ديگر از هند بدان ولايت درآمده ( قرب هفت سال ) « 2 » حيث الاستقلال حكومت نمود . . . تاريخ رشيدى كه به نام رشيدخان حاكم كاشغر نوشته بين المجهور مشهور است . » « 3 » آنگاه احمد رازى ابياتى از ميرزا حيدر را به عنوان نمونه طبع شعرى او نقل مىكند . « 4 » در ميان اروپايىها شايد آقاى ويليام ارسكين نخستين مؤلف مبتكرى باشد كه به بحث در فضايل اخلاقى يا خصوصيات فردى ميرزا حيدر پرداخته ، و اگرچه اين كار را در نهايت اختصار انجام داده باز هم چندين بار اثر وى را با عالىترين عبارات ستوده است . وى ميرزا حيدر را « مردى باارزش ، مستعد و عالم » « 5 » معرفى كرده كه به نوبه خود ، خويشتن را داراى كمالات زياد مىدانسته و اگرچه اكثر كمالاتى كه وى نام برده ، كم و بيش عاميانه بوده اما حداقل بيانگر سبكى در نويسندگى است و از او تصوير مردى را ساخته كه تا حدودى خيال‌پرداز بوده است . با توجه به زندگانى او - ماجراها ، سختىها ، شكست‌ها ، گريزها - و بلاد و عصرى كه وى در آن مىزيسته ، شايد بتوان او را مردى عالم محسوب داشت . به هر حال با هر اهل علمى كه تماس پيدا مىكرد و تعليماتش را سودمند مىيافت ، به تشويق او مىپرداخت و از كتبى كه مىشناخته ، بهترين استفاده‌ها را براى مقاصد تاريخى به عمل آورده است ، هرچند امكان دارد اين امر ( از نقطه نظر اروپايىها ) مورد ترديد قرار گيرد . با اين همه از رواياتش در مورد روابط بابر با ايرانيان شيعه پس از تسخير سمرقند در 1511 ، به روشنى

--> ( 1 ) . نام خان تصادفا به اين شكل نوشته شده و درست نيست . كلمه ابو زائد است . ( 2 ) . متن انگليسى ، عبارت بين الهلالين را نداد . ( م ) ( 3 ) . هفت اقليم ، امين احمد رازى ، به تصحيح جواد فاضل ، انتشارات على اكبر علمى و كتابفروشى ادبيه ، بدون ذكر نوبت و محل چاپ ، ج 3 ، ص 493 . ( م ) ( 4 ) . اين رباعى در هفت اقليم به ميرزا حيدر نسبت داده شده : عاشق شده را اسير غم بايد بود * محنت كش وادى ستم بايد بود يا از سر كوى يار بايد برخاست * يا از سگ كوى يار كم بايد بود ( م ) ( 5 ) . تاريخ هند ، ج 2 ، ص 368 .