ميرزا محمد حيدر دوغلات
617
تاريخ رشيدى ( فارسي )
كاشغر مشروح و مذكور شده است تفويض نموده از جهت ركّت راى و قلت معامله ، آن ولايت را خراب كرده چنان كه تمام آن ولايت تمرد نموده هر كس به جاهاى محكم خزيدهاند . اوروغ و مردم قليل القوه كه آنجا مانده بودهاند همه را ناچيز كرده از قطع طريق و فساد دقيقه نامرعى نگذاشتهاند . از اين جهت در نوبره بودن مصلحت نبوده به ماريول 845 آمدهاند . تاشيكون در ملازمت اهمال نموده از آن جهت يك قلعه او را گرفته قتل كردهاند 846 و در آنجا نشستهاند كه بنده از كشمير به ملازمت رسيدم كه عنقريب مشروح مىگردد . « 1 » در آمدن مؤلف كتاب به كشمير و ذكر آنچه به آن تعلق دارد چون بنده از نوبره مع امرا و لشكر جديد كه از خان همراه كرده بودم در حدود ماريول به لشكر خود ملحق شدم و به قدم مسارعت به طرف كشمير عزيت مصمم شد و در راه هر كه بود از رؤساى تبت به تمام انقياد ورزيدند و لشكر خود را در تكثير سواد عسكر منصوره افزودند و بعضى از تبت بالتى كه در مجارى كشمير واقعاند ايشان قلاوز شده در كشمير در اوايل فصل عقرب 847 در جمادى الثانى سنه تسع و ثلاثين و تسعمايه ، 848 از عقبه كشمير كه مسمى به زوجى استه درآمده . قبل از اين ملوك كشمير خبر توجه لشكر را شنيده بودند ( 299 ر ) تنگى لار را گرفته . 849 چون از عقبه گذشته شد چهارصد كس از تمام لشكر ، مردم گزيده كه به تجارب ايام مجرب بودند در مقدمه فرستاده شده بود و سردارى اين خيل را با تومان بهادر قالوچى كه نام وى نيز در يسال كاشغر مذكور است نامزد فرموده بودم . چون به تنگى رسيدند لشكر كشمير در تنگى بودهاند و جمعى از تنگى اين طرف به رسم قراولى نشسته بودند . وقت صبح بر سر اين جمع ، آن جماعت متعاقب رسيدند . چون لشكر كشمير را خبر شد ، مع رسيدن به همين ايشان را سامان راه گرفتن نشد ، فرار نمودند متعاقب بنده رسيدم و تمام لشكريان به اين سهولت از اين چنين جاى مضيق گذشتند . شب در ميان كرده به شهر كشمير نزول واقع شد . چون سوق كلام بدينجا رسيد لايق نمود كه از اوضاع كشمير و حكام سلاطين و
--> ( 1 ) . نگ : + فصل نود و ششم .