ميرزا محمد حيدر دوغلات

609

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ارواح را به مقتضاى اوقات به دفعات نازل ساخته به خاك مخلوط گردانيده و اين قواى ناميه نباتات در خاك به آن جهت است . چون روح از اعلى عليين به اسفل مراتب نزول فرموده است ، در وى صفايى نمانده بىشعورى و نسيان در وى طارى شده است . به مرور ايام از خلط خاك به جسدى از اجساد خسيسه انتقال يابد و اين انتقال وى اگر چه در مرتبه خسيس باشد اما نسبت با آنكه به خاك مخلوط بود ترقى باشد . و در هر جسدى چنان كه مىبايد ورزش ترقى كند . اگر آن ورزش را در آن بدن باتمام رسانيد از آن جسد به جسدى بهتر درآيد و اگر تقصيرى كرده باشد به جسدى زبونتر درآيد . اگر در آن جسد بدى كرده باشد باز به خاك مخلوط شود ، چندين اوقات باز در آنجا معطل ماند . و همچنين از جسدى به جسدى انتقال يابد و ترقى كند تا به مرتبه جسد انسانى رسد . در جسد انسانى به ادنى مراتب انسان ، مثل رعيتى و غلامى درآيد و همچنين مراتب انسانى را نيز طى كند تا به مرتبه جسد لامرگى رسد و در آنجا چنان كه بايد عمل كند او را وقوفى و شعورى بر احوال ماضى پيدا آيد و داند كه در هر جسد چه كرد كه موجب ترقى شد و چه كرد كه سبب تنزل شد و اين وقوف و شعور ، مرتبه ولايت است . و همچنين به كثرت رياضت به مرتبهء رسد كه از آن تلقين ازلش ياد آيد و آنچه از حق تعالى و تقدس به واسطه كلمه و زبان شنود و تمام آن به خاطرش رسد اين مرتبه ( 294 پ ) نبوت است كه آنچه از حق سبحانه و تعالى شنوده آن را به مردم القا نمايد و دين و ملت همان باشد و نبوت عبارت از اين است . اين نوع ذاتى را ممات نباشد و حيات او جاودانى باشد . غايتش مادام كه قوت جسمانيه او ساقط [ نشده باشد ، بدن او را به پاى بود . چون قوت جسمانيت او ساقط ] شود بدن او محو شود همين روحانيت محض ماند . هركس را قوت روحانيت او بدان مثابه باشد او را تواند ديد و الّا به چشم سر كه عين جسمانيت است نتوان ديد . و اين عقايد دين شكامونى است . تمام دين [ خطاى اين است و ] « 1 » خطاى شقيامونى مىگويند و در تبت شقاتوبا 818 و شكامونى مىگويند اما در كتب تاريخ شكامونى نوشته‌اند و در بعضى تواريخ شكامونى را از انبياى هند داشته‌اند و در زعم بعضى آن است كه وى حكيم بوده و عقيدهء ايشان آن است كه كس به قبول دين و ملت ، به بهشت

--> ( 1 ) . مب : خطاى اين است و .