ميرزا محمد حيدر دوغلات
608
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بيخودى دست دهد و هذيان گويد و گاه قوت سخن گفتن نيز نداشته و كف دست و پاى ورم كند . گاه باشد كه چون اين تغيير پيدا شود ( 293 پ ) تا صباح يا چاشت بميرد و گاه باشد كه بدين منوال چند روزى بپايد . اگر در اين اثنا اجل او نرسيده باشد به قريه و قلعه برسد احتمال زيستن باشد و الّا لاشك بميرد . اين حال بر غير تبت است و مردم تبت را از اين حال خبرى نيست و اطباى ايشان نيز نمىدانند كه اين حال بر غير تبت چرا واقع مىشود و علاج اين علت را هيچكس نمىداند هرچند هوا سردتر ، اين حال بيشتر ، اين بيت مناسب حال است ؛ بيت : هجر و وصل تو سمومست و سرابست آنجا * نزيد هيچكسى آب و هوايى عجب است « 1 » همچنين اين مخصوص آدمى نيست ، هر ذى نفس را اين حال است چنان كه اسب را . عنقريب مشروح شود كه به ضرورت تاخت ، يك روز به سرعتتر رفته شد ، چه بيدار شدم در لشكر اسب كم مىنمود . چون تحقيق كرديم در يك شب بيش از دو هزار اسب مرده بود و در اصطبل بنده بيست و چهار اسب خاصه كه خالى مىرفت همان شب ، بيست و يك اسب مرده بود . حال دمگيرى بر اسب بيشتر سرايت دارد و اين حال در غير تبت در هيچ جا استماع نيفتاده است و لم اين هيچ معلوم نشد . « 2 » 816 بيان تبت و عقايد اهل آن علماء ايشان را مطلقا لاما مىگويند اما هر كدامى از علماء ايشان را من وجه علم نامهاى مختلف كرده چنان كه در السنه ما امام و مجتهد را . ايشان را توبكنه كيچووا 817 مىگويند . بنده با ايشان به توسط ترجمان بسيار گفت و گو كردهام . چون سخن به دقت مىرسد ، ترجمان از فهميدن و فهم از تقرير عاجز مىشود . بنابر آن سخن ناتمام مىماند . آنچه از عقايد ايشان معلوم شد اين است كه مىگويند حق سبحانه و تعالى در ازل آزال ، در ابداع فطرت به وقت تكوين ارواح هر روحى را ( 294 ر ) جداگانه تلقين وصول به جوار قدس و طريق دخول جنت و نجات از دوزخ ، بىكام و زبان و بىواسطه كرده است و
--> ( 1 ) . نگ : - بيت هجر . . . است . ( 2 ) . نگ : + فصل نود و يكم .