ميرزا محمد حيدر دوغلات

603

تاريخ رشيدى ( فارسي )

است كه ولايت فرغانه بر مغرب كاشغر است و همين كوه در ميان است . و آنچه در ميانه كاشغر و فرغانه است ، آن را آلاى مىگويند . و بدخشان بر مضرب ياركند است و آنجا نيز همين كوه در ميان است و آنچه در ميان ياركند و بدخشان است آن را پامير مىگويند ، و عرض پامير در بعضى مواضع هفت روزه راه است . چون از آنجا مىگذرند بعضى از كوه‌هاى ياركند است كه متصل بلور است مثل راسكام 781 و تاغدوم باش . چون از آنجا مىگذرد ديگر زمين تبت مىشود و بدخشان بر مغرب تابستانى ياركند است ، چنان كه مذكور شد و كشمير بر مغرب زمستانى ياركند 782 است و همان كوه در ميان است و آنچه در ميان ياركند و كشمير است از تبت ولايتى است كه بالتى مىگويند و در اين‌جا آن كوه ، 783 چه نوع « 1 » كه از آلاى « 2 » پامير عريض‌تر است در بالتى عرض اين بيست روزه راه باشد ، چنان كه عقبه بالا شدن از جانب ياركند عقبه سانجوست و عقبه فرود آمدن بر جانب كشمير عقبه اسكاردو 784 است . از آن تا به اين عقبه بيست روزه راه باشد و همچنين بر مغرب زمستانى ختن بعضى از بلاد هند واقع است ، چون لاهور و سلطان‌پور و باجواره 785 و همان كوه مذكور در ميان است و آنچه در ميان ختن و ولايات مذكور هند است از ولايت تبت ، اردوق و گوگه و اسپتى 786 است و همچنين تصور بايد كرد كه اين كوه خطاى منتهى شده بر جانب مغرب و جنوب اين كوه هندوستان است ( 291 ر ) و از آنجا بهره 787 و لاهور تا بنگاله تمام در دامن اين كوه واقع است . تمام درياهاى هند همه از اين كوه مىريزد و منابع آن درياها همه ديار تبت است . و جانب شمال و شرق تبت ، ياركند و ختن و چرچان و لوب و كتك و ساريغ‌ايغور است و ديگر ريگستان است كه آن حد او متصل به قانجو و سكجوى 788 خطاى مىشود و هر آب كه از كوه‌هاى تبت بر جانب مغرب و جنوب مىرود همه درياهاى هند مثل نيلاب و آب بهره و چناب و آب لاهور و آب سلطان‌پور و آب باجواره كه مجموع آن عبارت از درياى سند باشد و جون و گنگ و غيرهم ، ديگر همه درياها به بنگاله مىريزد

--> ( 1 ) . نگ : - چه نوع . ( 2 ) . نگ : + يا .