ميرزا محمد حيدر دوغلات

588

تاريخ رشيدى ( فارسي )

الهى به حرمت آنان كه به قدم صدق طريق به وادى طلب كرده‌اند و پى به سرمنزل مقصود برده و گمراهان را راه نجات بنموده و به حرمت آنان كه كشتى اميد از لجهء تفرقه به ساحل نجات كشيده‌اند و تشنگان به وادى ضلالت را راه به چشمه حيات نموده كه ما گمراهان را نجات بنماى و ما تشنگان به وادى بعد و حرمان را قطره‌اى از درياى رحم و چشمهء مغفرت خود كرامت فرماى . وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى ؛ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ، 753 جامى فرمايد : نظم : سبك دستى كن اى ساقى بده رطل گران ما را * به خود درمانده‌ايم از ما زمانى وارهان ما را چنان در عشق تو مستيم و در حسن تو مستغرق * كه نى پرواى جان ماندست و نى فكر جهان ما را جمال خود نما تا نيست گرديم از وجود خود * كه هست اين نيستى تخم بقاى جاودان ما را نه در كون است منزل عشق رانى در مكان جامى * رهى بنما برون از عرصه كون و مكان ما را حضرت خواجه عنايت كرده خواندند : در ذكر اگر چه حبس نفسى مىكنند قوم * ما اين نكرده‌ايم ولى سبق برده‌ايم ذكر منست روى تو ديدن على الدوام * ما حبس نفس خويش به اين ذكر كرده‌ايم « 1 » ( 282 پ ) رفتن حضرت مخدومى نورا به جانب هند 754 و مقوله‌اى چند كه تعلق به اين دارد در آن بهار حضرت مخدومى نورا به راه بدخشان متوجه هند شده‌اند . خان به مشايعت ايشان تا عقبه شهناز 755 كه هفت هشت روز راه است رفته‌اند و بنده از آن دولت محروم ماندم ، در آقسو بودم ، وقتى كه بنده از آقسو آمدم خان فرمودند كه از حضرت خواجه نورا وقت وداع ، التماس فاتحه كردم ، چون دست فياض را به فاتحه خواندن برداشتند ، عرض نمودم كه اگر عنايت فرمايند اول براى ميرزا حيدر فاتحه خوانند ، آنگاه بنده را به اين مشرف سازند . التماس مرا قبول كردند ، اول براى تو فاتحه خواندند بعد از براى من فاتحه خواندند .

--> ( 1 ) . نگ : بسم الله الرحمن الرحيم . . . ذكر كرده‌ايم .