ميرزا محمد حيدر دوغلات
587
تاريخ رشيدى ( فارسي )
چون مادر تو حامله بار تو بود * بىمنت تو خدا نگهدار تو بود آن دم كه قلم نوشت آثار تو را * آن دم نه تو بودى و نه آثار تو بود * * * بىكوشش بنده عقل و جان مىبخشى * سمع و بصر و روح و روان مىبخشى كى طالب رحمت تو گردد محروم * چون بىطلب آنچه بايد آن مىبخشى و مولوى - قدّس سرّه - در وصيت به فرزندان و مريدان اين رباعى فرموده است : رباعى : پيشى طلبى ز هيچكس پيش مباش * چون مرهم و موم باش و چون نيش مباش خواهى كه ز هيچكس به تو بد نرسد * بدگوى و بدآموز و بد انديش مباش و بعد رونده راه آخرت بايد كه هميشه سعى در تحصيل جمعيت خاطر متفرق كند و مراد آن جمعيت پيش طايفه بزرگوار - قدس اللّه ارواحهم - آن است كه مىبايد كه بنده هميشه با حضرت پروردگار خود باشد و مراد به تفرقه آنكه بىاو باشد . و مولوى - قدّس اللّه سرّه - فرمايد : نظم : به يك لحظه ازو دورى نشايد * كه از دورى خرابىها فزايد به هر جاى كه باشى پيش او باش * كه از نزديك بودن مهر زايد ( 282 ر ) و هميشه مىبايد كه صمت و سكوت را تا تواند پيشه خود سازد كه سكوت را در جمعيت خاطر دخل تمام است ، زيرا كه از تكلم تفرقه و پريشانى خاطر حاصل مىشود زيرا كه در سخن ناكردن آن باشد كه انفاس شريفه به غفلت نگذرد يعنى بىياد حضرت عزت - جلّت قدرته - برنبايد بود كه حضور مع اللّه است . چنان كه اكابر - قدّس اللّه اسرارهم - فرمودهاند : نظم : تو را يك پند بس در هر دو عالم * كه از جان برنيارى بىخدا دم اگر تو پاس دارى پاس انفاس * به سلطانى رسانندت از اين پاس