ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 79

تاريخ رشيدى ( فارسي )

قران اهالى را به قدرى آزرده ساخت كه آنها در برابر اقتدار او ايستاده سرانجام بر سرش تاختند . ميرزا حيدر براى حمايت از صاحب منصب خود ، شخصا در رأس مغول قرار گرفت و به سوى صحنه اغتشاش حركت كرد . در راه بر اردوى او شبيخون زدند و خود وى در اثناى جنگ با تيرى كشته شد . تاريخ دقيق اين حادثه در هيچ كجا ثبت نشده اما به نظر مىرسد كه در آخرين روزهاى رمضان يا تقريبا در اوايل اكتبر « 1 » بوده باشد . در ترجمه آقاى راجرز ؛ كيفيات حادثه با تفصيل بيشترى ذكر گرديده ، اما برخى از جزئيات آن كاملا روشن نيست . به هر حال اصل همان است و از گزارش چنين برمىآيد كه محل شكست ميرزا حيدر بايد در جايى نزديك بارامولا در جهلم بوده باشد . وى همچنين خاطرنشان مىسازد كه ميرزا حيدر اتفاقى به وسيله تيرى كه يكى از ملازمان او در تاريكى انداخته بود ، كشته شد . ميرزا حيدر در خلال بيش از ده سال ( از زمان جنگ دوم اوت 1541 ) نيابت سلطنت خود ، به گفته اكبرنامه ، در حالى كه هنوز به طور جدى با دشمنانش درگير نشده بود ، خويشتن را وقف انتظام امور و بهبودى منابع آن ولايت نمود . وى آنجا را در حكم خرابه و ويرانه‌اى يافت و آن را به سرزمين حاصلخيز و شهرهايى آباد مبدل ساخت ؛ همچنين مرزهايش را گسترش داده با اعتدال و عدالت به حكومت پرداخته . با اين همه ابو الفضل سخت‌گير او را متهم مىسازد كه بيشتر اوقات خود را به بطالت و توجه به موسيقى مىگذراند و بدان جهت از خطراتى كه او را احاطه كرده بود كاملا بىخبر ماند . حتى بالاتر از اين او را به علت ادامه حكومت بر آن ولايت به نام شاهزادهء بىاراده ، نازك شاه ، سرزنش مىكند . اين مورخ مىگويد ، ميرزا پدر پس از كسب موفقيت‌هاى نظامى مكلّف بود خطبه و سكه به نام « ولينعمت جهانبانى خود نموده سپس با مصائب به كشمكش برمىخاست ؛ » و نيازى به كوشش براى جلب امراى محلى نبود . با اين همه وى ناچار ميرزا حيدر را مىستايد كه پس از بازگشت همايون از تبعيد در ايران و تصرف دوباره كابل فورا احترامات لازمه پادشاهى را در مورد او مرعى داشته است .

--> ( 1 ) . سال 958 هجرى كه آغاز آن برابر است با 9 ژانويه 1551 .