ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 80

تاريخ رشيدى ( فارسي )

شايد اين سؤال پيش آيد كه به نظر ابو الفضل ، ميرزا حيدر تا چه اندازه شخص درستكارى بوده است . اولا وى در سايه آرامش مطلوبى كه در كشمير به دست آورده بود وقت خود را تماما صرف موسيقى نكرده بوده و در طى همين سال‌ها ، تاريخ رشيدى را - كه با كمال تعجب ابو الفضل ذكرى از آن به ميان نياورده « 1 » - نوشته است . به علاوه از اشارات ضمنى به تاريخ‌ها در متن كتاب چنين برمىآيد كه ميرزا حيدر وقت كمى را صرف اين تكليف نموده است . با توجه به تعداد مؤلفين يا سخنان ايشان كه ميرزا حيدر در جريان تاريخ خود از آنها نام مىبرد معلوم مىگردد كه وى مقدار معتنابهى كتب براى خود جمع آورده بوده و مطالعه اينها بيش از آن وقت‌گير بوده كه وى فرصت عود يا سه‌تار زدن داشته باشد . از جمله آنها مىتوان به نسخه‌اى از بابرنامهء پسرخاله‌اش بابر اشاره كرد كه به احتمال قريب به يقين در طول اقامت در دربار همايون يا كامران آن را به دست آورده و بدون ترديد اولين نسخه بوده كه پيوسته براى مقاصد تاريخى مورد استفاده قرار گرفته است . ثانيا در خصوص اسناد ناسپاسى نسبت به پادشاه چغتايى ، نبايد فراموش كرد كه مورخ اكبر « 2 » ، حوادث را پس از آنكه به نظر او درست جلوه كرده به رشته تحرير درآورده است . در آن هنگام كه ميرزا حيدر به نام نازك‌شاه در كشمير حكومت مىكرد ، همايون با اتكاء به دوستى مبهم شاه تهماسب به ايران پناهنده شده و كلا اين تفكر به وجود آمده بود كه آيا وى باز خواهد گشت ، يا اينكه در واقع يكى از اعضاى خاندان بابر تخت سلطنت هندوستان را دوباره تصرف خواهد كرد . پس از انقياد كامل كشمير و شكست سربازانى كه شيرشاه به مقابله او فرستاده بود ديگر جايى براى اين تفكر باقى نمىماند ، اما وفادارى به چغتائيان ، ميرزا را وادار مىكرد كه از اعلام پادشاهى خود بر آن ولايت صرف‌نظر كند . شايد منصفانه بتوان عمل او را در پذيرفتن دست نشاندگى محلى ، نوعى اقدام موقتى براى ناديده انگاشتن خود و انتظار كشيدن محسوب داشت ، چه مىديد كه حامى او

--> ( 1 ) . عبارت مصحّح انگليسى مبهم است . شايد منظور او اين است كه ابو الفضل اشاره‌اى به تأليف تاريخ رشيدى در كشمير ننموده است . ابو الفضل در مواردى به تاريخ رشيدى استناد مىجويد . ر . ك : به اكبرنامه ، صص 249 - 181 . ( م ) ( 2 ) . منظور ، ابو الفضل ، مؤلف اكبرنامه است . ( م )