ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 78

تاريخ رشيدى ( فارسي )

پرداخت . بنا به مندرجات فرشته ، ميان گروه‌هاى متعدد قرار صلح‌آميزى گذاشته شد ؛ سليم با گروگان‌هايى كه در اختيار او قرار گرفت ، آرامش يافته و به دهلى بازگشت ، اما هواخواهان كشميرى از نقشه‌هاى خود صرف‌نظر كرده ، عده‌اى به ميرزا پيوستند و ديگران همراه سليم به پايتخت او رفتند . ( شايد بتوان گفت كه ) عبد اللّه ، مؤلف تاريخ داودى ، شرح متفاوتى از اين حادثه را ارائه كرده و مىنويسد جنگى ميان نيازى و نيروى اعزامى از سوى ميرزا حيدر براى ممانعت از ورود آنان به كشمير درگرفت و نويسنده نام اين محل را به جاى راجورى ، ناحيه بانيهال ذكر نموده است . قشون كشميرى وانمود كرده كه پيروزى كاملى به دست آورده ، اما ميرزا حيدر مىگويد براى رضايت سليم‌خان ، سرهاى مقتولين نيازى را با پيشنهاد صلح به نزد وى فرستاده است . درباره اصحّ بودن يكى از اين دو روايت نمىتوان به سادگى قضاوت كرد . اما به نظر مىرسد كه ميرزا حيدر تقريبا در اين ايام با شاه افغانى هندوستان مذاكراتى داشته و به احتمال براى كاهش خشم او ، اين عمل را ضرورى مىدانسته است . در هر صورت فرشته اظهار مىدارد كه وى در 1550 سفرايى را با هدايا به دهلى فرستاد و سليم در عوض هيأتى را به همراه تعدادى اسب ، پارچه و غيره به سرىنگر اعزام داشت . مورخ [ فرشته . ( م ) ] ذكر نكرده كه اين تبادلات التفات‌آميز چه حاصلى داشته يا به چه نتيجه‌اى منجر شده است . همچنين حوادث سال بعدى ، 1551 ، در رابطه با مرگ ميرزا حيدر تا حدودى اختلاف برانگيز است . ( تا آنجا كه من مىدانم ) تنها دو مورخ ، يعنى ابو الفضل و فرشته به ضبط مفصل موضوع پرداخته‌اند ، از آنجا كه به نظر مىرسد ترديدى در حقايق گفته‌هاى اولى وجود داشته باشد ، به همين جهت شايد بتوان از گزارش دومى استفاده سودمندترى به عمل آورد . ترجمه ژنرال بريج از فرشته ، به طور خيلى خلاصه حاكى است كه ميرزا حيدر ، قران « 1 » بهادر نامى از فرماندهان سواره نظام مغول را به حكومت ناحيه بهيربال « 2 » گماشته بود .

--> ( 1 ) . در تاريخ فرشته ، « قرا » آمده است . ( م ) ( 2 ) . اين نام‌ها در جاى ديگرى از تاريخ فرشته به صورت قرا بهادر و بهير پول آمده است . احتمالا دومى به جاى بهيمبر به كار رفته كه در پايين نوشهره واقع است .