ميرزا محمد حيدر دوغلات
567
تاريخ رشيدى ( فارسي )
عماد الدين مسعود « 1 » ( 269 پ ) كه استاد اطباء عراقى ، بلكه تمام عالم بودند گذرانيدهاند . 739 مىفرمودند كه به مولانا عماد الدين مسعود در شرح تجويد شريك بوديم ، پيش مولانا جلال الدين مىخوانديم ، و در شرح موجز به مولانا شريك بوديم پيش مولانا عماد الدين مسعود مىخوانديم ، « 2 » و در دار الشفاء شيراز به تعليمات طب ممارست نمودهاند و از آنجا به روم رفتهاند و آنجا نيز تحصيل كردند و از آنجا به مصر رفتند و از آنجا حج كرده به جده دريا نشسته به راه گجرات به هند آمده از آنجا به كابل آمدند . در آن زمان بابر پادشاه در كابل بودند و بنده نيز در كابل بودم چنان كه سابقا مشروح نشده است و اين سفر بيست و سه سال بوده ، وقتى كه بابر پادشاه سمرقند را گرفت ، ايشان به سمرقند آمدند . چون پادشاه باز به كابل رفت ايشان در سمرقند مىبودند تا در تاريخ سنه احدى و ثلاثين و تسعمايه 740 به كاشغر آمدند ، چنان كه مذكور شده است . در آن ايام مىفرمودند در سمرقند در واقعه ديدم مولانا حاجى قاسم را كه يكى از ملازمان حضرت ايشان بود آمد ، دو اسب آورد كه حضرت ايشان مىفرمايند كه خاوند محمود را بگو كه اين دو اسب را گيرد و به كاشغر رود . قبل از آنكه به كاشغر آيند ، عمّم را لقوه عارض شده بود ، ايشان آمدند علاجها كرده تمام امراض به صحت مبدل شد . دو سال در كاشغر بودند و به ميامن بركات ايشان ، مخلص بهرهمند مىبودند . منصور خان پيش ايشان كسان فرستاد متضمن آنكه در اين گوشههاى طرفان و چاليش كه مسكن مريد و مريدزادههاى آباى ايشانند هيچكس از مخدومزادهها نيامدهاند و اين مردم و ، اين ديار به شرف قدوم ايشان مشرف نشدهاند . چون رفتن مخلصان اينجانب متعذر است ، اگر بندگان مخلصان اين حدود را مشرف سازند از بنده پرورى دور نباشد . ايشان التماس منصور خان را ( 270 ر ) مبذول داشته متوجه طرفان شدند . قريب سه سال آنجا بودند . مخلصان آنجايى به يمن قدوم سعادت لزوم بهرهمند گردانيد .
--> ( 1 ) . نگ : - مسعود . ( 2 ) . نگ : - مىفرمودند . . . مىخوانديم .