ميرزا محمد حيدر دوغلات
563
تاريخ رشيدى ( فارسي )
عليّه خواجگان - قدّس اللّه ارواحهم - « 1 » از حضرت مخدومى نورا مىكردم . خان مىفرمودند كه من اين معنى را به جان طالب هستم چنان كه پى طلب اين امر ، ترك سلطنت خواستم كرد كه به قدم مرشد كامل مكمل برسم . حق سبحانه و تعالى ، حضرت خواجه را بى از آنكه ما را در وى صنعى باشد رسانيد . « 2 » چندانكه در خود مىگردم آن را در خود درنمىيابم كه اين معنى را از ايشان التماس ظاهر توانم كرد . من خود را قرار دادهام كه در اين تبديل كوشم و خود را مهما امكن مستعد اين معنى سازم و منتظر انظار سعادت مآثر ايشان مىباشد ، اگر مرا قابليت و استعداد آن معنى حاصل شد ، حضرت مخدومى نورابى از التماس ظاهر عنايت خواهند فرمود و اگر مرا قابليت اين معنى نباشد ، التماس مرا فايده نخواهد بود . اميد مىدارم ( 267 پ ) چنان كه حق سبحانه ايشان را بىواسطه رسانيد ، اين امر شريف را به خوبى به واسطهء التماس ظاهرى به من رساند . اگر چنين دولتى دست دهد مرا نيز اطمينان حاصل آيد . چندانكه مبالغه مىكردم خان همين جواب مىفرمودند . چون بنده به آقسو رفتم بعد از چند ماه نشانى به نام بنده آمد متضمن امورى از مهمات آقسو . در حاشيهء آن خط يد مبارك نوشته بود كه آن امروز به جنس پيش بنده است كه از آن به جنس نقل كرده شد . 730 بيت : بىتو در سينه نفس را چه گذر * در دلم غير تو كس را چه گذر آنچه مقصود بود حضرت خواجه بىآنكه التماس ظاهرى در ميان آيد عنايت فرمودند تا معلوم آن برادر باشد . بنده در آقسو بودم كه خواجه نورا - سلّمه اللّه و ابقاه - خان را قبول فرمودهاند و به راه بدخشان به طرف هندوستان متوجه شدهاند و بنده از شرف وداع و مشايعه ايشان محروم ماندم . چون سخن اينجا رسيد ، ذكر سلسله شريف حضرت خواجه نورا لازم و شرح احوال ايشان واجب نمود مبنى بر چند قاعده ؛ يكى آنكه اصل سخن و حاصل الفحواى كتاب از اين تذكرهء مبارك موضع و منقحتر مىگردد ؛ ديگر آنكه در صدر كتاب در چند جا مذكور
--> ( 1 ) . نگ : - قدس اللّه ارواحهم . ( 2 ) . نگ : - حق سبحانه . . . رسانيد .