ميرزا محمد حيدر دوغلات

553

تاريخ رشيدى ( فارسي )

هندوستان طلب نمود و اين واقعه چنان است كه ميرزا خان ابن سلطان محمود ميرزا ابن ابو سعيد ميرزا كه در بدخشان وفات كرد كه سابقا مشروح شده است ، از وى پسرى طفل ماند سليمان نام . بابر پادشاه او را پيش خود برد و بدخشان را با پسر بزرگتر خود همايون ميرزا داد . از تاريخ سنه سته و عشرين 711 تا سنه خمس و ثلاثين و تسعمايه ، 712 همايون ميرزا در بدخشان پادشاه بود . چون هندوستان را مستخلص ساخت و خار غشاوهء اعدا را از باغ ممالك سرشكسته گردانيد ، در آن اوان از فرزندان پادشاه دو كس به حد شباب رسيده بودند ؛ همايون ميرزا و كامران ميرزا . كامران ميرزا را [ در قندهار گذاشت و همايون ميرزا را ] « 1 » پيش خود طلب داشت ، به ملاحظه آنكه يكى از فرزندان در ملازمت باشد كه اگر ناگزير مخلوقات 713 دست دهد ، بارى جانشين حاضر باشد . به اين موجبات به همايون ميرزا رسانيدند كه بدخشان در قلمرو اوزبك واقع است و اوزبك را كينه قديم در دل پرورانده ، ( 262 ر ) امراى ما از عهده محافظت اين ولايت برنمىآيد . همايون ميرزا در جواب گفت كه راست مىگوييد ، بر آن محقق‌ايد ليكن از حكم پدر تجاوز سررشته نبندد ، اما آن كنم كه يكى از برادران به مسارعت روان كنم و مردم را به اين تسلى داده متوجه هندوستان شد . مردم مأيوس شدند ، تمام امراى بدخشان مثل سلطان اويس و غيرهم مسارعان به درگاه گردون پناه خان فرستادند متضمن آنكه همايون ميرزا به هندوستان رفت و اين ولايت را به فقير على سپرد . مهم فقير على در پاى اوزبك هيچ طرفى نمىبندد . از وجود او بر بدخشان امنى حاصل نمىآيد ، تا تاريخ كذا اگر خان آمدند ، فهو المراد و الّا اوزبك را مىآريم زيرا كه اگر اوزبك متوجه شود هيچكس پايدارى نمىتواند كرد . قبل از آنكه وى متوجه شود التجا به وى بريم شايد كه سبب نجات گردد و ديگر آنكه اين ولايت بدخشان از جهت شاه بيگم كه جده خان است به ارث مىرسد و امروز در جهان كسى كه به اين ارث شرعا و معامله از خان احق باشد نيست . چندان از اين مبالغه‌ها فرستادند كه پيش خان جزم شد كه اگر خان نرود به اوزبك مىدرآيند . خان در اوايل محرم سنه سته و

--> ( 1 ) . نب : - در . . . ميرزا را .