ميرزا محمد حيدر دوغلات

547

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از فرزندان او را عزيز مىداشت و انظار ابويت بر جانب او على الاستمرار ناظر مىبود ، وى نيز هميشه در حضور خانه خاص فرزندى حاضر . چون به حد شباب رسيد تأكيد آن امر و ازدياد محبت را خان ، خديجه سلطان خانم كه خواهر پدر مادرى خان بود در عقد ازدواج او كشيد . ميان بنده و او چنان رابطه محبت مربوط و اكثار مودت منوط گشت كه ؛ بيت : من شدم جانان و جانان گشت من * چون يكى روح آمديم اندر دو تن « 1 » اكثر اوقات در مصاحبت يك ديگر مىگذرانيديم . در ملازمت خان مدت نه سال شاه محمد سلطان و بابا سلطان و بنده على الدوام چون نقطه سين سعيد 694 هرگز از خدمت فك نبوديم و به هيچ حدثى از حدوث امور از ملازمت حك نمىگشتيم و آنچه از حطام دنيوى بودى به هيچ مالك مخصوص نمىبود . على العموم بر مماليك همديگر مختار بوديم « 2 » و اگر امرى واقع شدى كه منّت را سزاوار بودى مفهوم منتى در خاطر نگشتى و اگر صورتى برآمدى كه لايق عذر بودى هرگز مضمون عذرى در دل نگذشتى و هرچه واقع شدى از هم راضى مىبوديم 695 و به همه ابواب شاكر ، چنان كه در تعريف مودت و يارى گفته‌اند ؛ رباعى : گر رنجه كنى در پى عذرت نكند * در لطف كند هميشه منّت نكند يارى به طلب بدين صفت كه مىگفتم * دربى بطلب كراى محنت نكند و فى الواقع مدت « 3 » نه سال بدين صفت محبت ( 259 ر ) ثابت « 4 » و اين حالات 696 مودت راسخ بود اما از آنجا كه كردار چرخ كژرفتار بىمروت و فلك ناسازگار است چنان كه گفته‌اند ؛ نظم : دلبران مهر نمايند و وفا نيز كنند * دل بر آن مه نه بندى كه جفا نيز كنند

--> ( 1 ) . نگ : - ميان بنده و . . . دو تن . ( 2 ) . نگ : - على العموم . . . بوديم . ( 3 ) . نگ : - و به همه ابواب . . . مطلب . ( 4 ) . نگ : + بود .