ميرزا محمد حيدر دوغلات
538
تاريخ رشيدى ( فارسي )
و وقت برگشتن ، محمد قرغيز را بار ديگر گرفته بنده كرده به كاشغر آوردند 668 ( 254 ر ) سبب آن بود كه از او نشانههاى مخالفت ظاهر شده كه اين بار به اوزبك مىخواست گريزد ، به همان دربند ماند . بعد از وفات خان از بند مستخلص شد ، برگشته به كاشغر آمد . و بنده را براى تسكين مردم در مغولستان گذاشته آمد . 669 چندانكه سعى نمودم قرغيز نياراميده گريخته باز به اقاصى مغولستان رفت و به طاهر سلطان ملحق شد و بعضى از ايشان ماندند و خان را در اين سال فرزندى شد . « 1 » گفتار در تولد سلطان ابراهيم ابن سلطان سعيد خان در شوال سنه ثلاثين و تسعمايه ، « 2 » نظم : فروغ 670 سعادت ز انوار جاه * درخشان ز رويش چو خورشيد و ماه تو گفتى يكى كوكب از اوج ماه * برآمد به اقبال بر تختگاه از مهر سپهر خلافت و از بدر سماى سلطنت ، اشعه انوار سعادت بر برج شرف دولت تابنده شد ، « 3 » موسوم به سلطان ابراهيم گشت و بندگى خواجه محمد يوسف او را به فرزندى قبول فرمود و بابا ساريق ميرزا كه نام او در يسال كاشغر مذكور شده است ، اتابك وى شد و انواع تكلّفات را در آن طوىها و جشنها مرعى داشت ، آنقدر كه از امرا پيش از وى كسى آن تكلّف نكرده بود و خان را از ساير فرزندان به او مزيد محبت بود و بين الاولاد به مزيت عاطفت متميز بود . در ولايت او تاريخها گفتند و از آن جمله بنده را تاريخ است ؛ نظم : از روضه گلى به باغ دل آمده است * شهزادهء تركان چگل 671 آمده است ظل اللّه اگر بگويمش نيست عجب * تاريخ ولادتش چو « ظل » آمده است « 4 » 672
--> ( 1 ) . نگ : + فصل هفتاد و چهارم . ( 2 ) . نگ : + خان صاحب فرزندى . ( 3 ) . نگ : - نظم . . . تابنده شد . ( 4 ) . نگ : - و بين الاولاد . . . است .