ميرزا محمد حيدر دوغلات

525

تاريخ رشيدى ( فارسي )

وقتى كه چغتاى خان او را كشته در آنجا كشته باشد كه بعد از وى بر سر وى عمارت كرده باشند ، و اللّه اعلم . حكايت سكاكى در تواريخ مثبت است . ديگر حدود مغولستان از آنچه در تواريخ و كتب متقدمين است چيزى معلوم نمىشود چه آن نام‌ها را حاليا كس نمىداند ، اما آن چه حدودى كه حاليا مغولستان مىگويند هم به طول او و عرض هفت هشت ماهها راه باشد . حد شرقى او پيوسته بر زمين قاليماق است كه بارس گول و ايمل « 1 » و ايرتيش باشد ، و حد شمالى او گوگجه تنگيز و بوم ليش و قراتال ، 635 و حد غربى او تركستان و تاشكند و حد جنوبى او ولايت فرغانه و كاشغر و آقسو و چاليش و طرفان است . از اين حدود اربعه ، بنده حد جنوبى او را ديدم . از تاشكند تا اندجان ده روزه راه است و از اندجان ، كاشغر بيست روز و از آنجا آقسو پانزده روز ، از آقسو تا چاليش بيست روز و از چاليش به طرفان ده روز ، از طرفان تا بارس گول پانزده 636 روز كه بارس گول حد ( 247 پ ) شرقى مغولستان است . اين به رفتار وسط ، سه ماهه را هست كه نود منزل باشد و آن حدود ثلاثه را بنده نديده‌ام اما از تقرير مترددين آن حدود و آن طرف او بيشتر از اين فهم مىشود . از همه زمين كه هفت هشت ماهه راهست ، اكثر كوه و صحارى 637 او در غايت نزاهت و خوبى است . چندانكه بنده در شرح لطافت او چنان كه هست تأمل نمود عبارت را از آن قاصر يافتم ، چنان كه گل‌ها كه در كوه و صحارى او مىباشد زياده از حد و حساب است . نام‌هاى او را هيچكس نمىداند و آن گل‌ها در غير مغولستان در جاى ديگر ديده نشده است . به هيچ وجهى تعبير آن ميسر نشد . هواى اكثر مواضع او در تابستان در كمال اعتدال مىباشد چنان كه اگر تاى كرته 638 باشد كسى را با پوشش ديگر احتياج نيفتد ، گر چيزى پوشيده باشد از جهت حرارت هوا آن گران نيايد . اما بعضى از مواضع او از حد اعتدال به جانب برودت تجاوز نموده . و در مغولستان رودخانه‌هاى كلان كه مثل جيحون و قريب به آن باشد بسيار است ، مثل ايله ، و ايميل و ايرتيش جوبلك و نارين . اين آبها كه مذكور شد از جيحون و سيحون

--> ( 1 ) . نب : المنل .