ميرزا محمد حيدر دوغلات
496
تاريخ رشيدى ( فارسي )
تا خود را از اين سعادت محروم نگرداند . شرط هفتم در زيارت و صحبت علماء دين راغب بود . اگر چه اين قوم در اين روزگار كم يافت و عزيزاند در اين ديار ، اگر به مساعدت توفيق اتفاق افتد بر ديدن ايشان حريص باشد و نصيحت اين طايفه را سعادت روزگار خود داند و از صحبت جاهلان رجال سيرت و فاسقان صالح صورت احتراز كند ، ( 232 ر ) چه اين قوم ويران كنندهء ديناند . روايت است كه هارون الرشيد ، شيخ شفيق بلخى را - قدّس سرّه - طلب كرد و گفت ، مرا پندى ده . گفت اى امير المؤمنين ، خداى را سرايى است كه آن را دوزخ خوانند ، تو را دربان آن سراگردانيده است و تو را سه چيز داده است تا بدان سه چيز خلق را بازدارى : مال و شمشير و تازيانه . بايد كه به مال سد فاقه محتاجان كنى تا به سبب اضطرار التزام شبهات نكنند و ظالمان را به شمشير قمع كنى و فاسقان را به تازيانه ادب نمايى . اگر همچنين كردى ، هم تو نجات يافتى و هم خلق را نجات دادى و اگر به خلاف اين باشى ، تو پيش از همه به دوزخ روى و ديگران در پى تو . شرط هشتم آنكه به سبب تجبر و تكبر خلق را از خود متوحش نگرداند بلكه به عدل و احسان و شفقت بر ضعيفان و زيردستان ، خود را محبوب رعايا گرداند . رسول - عليه السلام - فرمود كه بهترين پادشاهان شما آن كسانند كه شما را دوست مىدارند و شما هم ايشان را دوست مىداريد و بدترين حاكمان شما آن كسانند كه شما را دشمن مىدارند و شما هم ايشان را دشمن مىداريد . شرط نهم آنكه از تجسس خيانت نواب و ظلم عمال غافل [ نباشد ] « 1 » و گرگ سيرتان ظالم را بر رعاياء مظلوم مسلط نكنند و چون ظلم و خيانت يكى ظاهر شد او را مؤاخذه و عقوبت كند كه عبرت ديگران سازد و در سياست پادشاهى مساهلت روا ندارد و ارباب دولت را به سياست و نصيحت مهذب گرداند . شرط دهم فراست است . بر حاكم و پادشاه واجب است كه در مبانى حدوث حوادث و معانى وقوع وقايع به امعان نظر كند و در محضر فهم و عقل ، حقيقت هر حكم مشخص
--> ( 1 ) . نب : - نباشد .