ميرزا محمد حيدر دوغلات
497
تاريخ رشيدى ( فارسي )
گرداند و به عين بصيرت در لوازم ( 232 پ ) لواحق عوارض آن نظر كند . اگر آن از واضحات جلى بود به مساعى شرعيه فصل كند و اگر از مفصلات خفيه بود سرّ آن را به نور فراست درك كند و در اين معنى اعتماد بر قول ناقلان نكند زيرا كه حوادث غير متناهى وفا نتواند نمود . بدان كه رعيت مسلمانان را بر پادشاه حق است و قيام به اداء آن حق بر حاكم و پادشاه واجب است و آن آن است كه با مسلمانان به تواضع باشد و به سبب حكومت و ولايت بر هيچ مسلمانى تكبر نكند و يقين دارند كه حق جلّ و علا دشمن مىدارد متكبران را و جابران را و بايد كه سخن عام را در حق يك ديگر نشنود چه در آن تقيه و ندامت كنند خاصه سخن فاسقان و صاحب غرضان و حسودان ، زيرا كه اين جمع به غرض فاسد سخن رسانند و حسود جمله هنرها عيب داند . نقل است كه شخصى به نزديك امير المؤمنين [ على - كرّم اللّه وجهه - آمد و به بد گفتن يكى مشغول شد . امير المؤمنين ] « 1 » گفت ما اين سخن را تحقيق خواهيم كرد . اگر راست گفتى به سبب سخن چينى تو را دشمن خواهيم گرفت و اگر دروغ گفتى تو را عقوبت خواهيم كرد . اگر توبه كنى عفو خواهيم كرد . گفت توبه كردم اى امير المؤمنين . ديگر به سبب زلّتى يا تقصيرى بر مسلمانى غضب كند و وجه امكان عفو باشد تأخير عفو نكند مگر غضب به جهت امرى كرده باشد كه در آن نقصان دين بود اما در امر دنيوى عفو اولىتر ، در خبر است كه هر كه عفو كند ، حق سبحانه و تعالى گناهان او را روز قيامت ببخشد . در خبر است كه حق سبحانه و تعالى وحى كرد به يوسف صديق - صلوات اللّه عليه - كه اى يوسف بدان عفو كه از برادران خود كردى ( 233 ر ) مرتبه تو را بلند گردانيديم . نظم : دل گفت مرا علم لدنّى هوس است * تعليم كن اگر تو را دسترس است گفتم كه الف ، گفت دگر ، گفتم هيچ * در خانه اگر كس است يك حرف بس است « 2 » 564 ذكر آشتى كردن و ملاقات نمودن منصور خان و سلطان سعيد خان آن زمستان را در ياركند به عيش و طربى كه مذكور شده است گذرانيدند . چون طرفان
--> ( 1 ) . نب : - على . . . امير المؤمنين . ( 2 ) . نگ : - الهى الهى خطا كردهايم . . . است .