ميرزا محمد حيدر دوغلات

494

تاريخ رشيدى ( فارسي )

هفتده 558 اجتناب نمايد ، هر چه غير از اين مغفور گردد و اين به ضبط اقرب است . و بعضى از كبراى عارفين گفته‌اند كه اداء جمعه تا جمعه ديگر كفارت صغاير مىشود و چون زمين دل از خس و خاشاك ذنوب كه مكدّر و مسوّد وجه قلب‌اند ، 559 از ساحت دل رخت بستند و صحن سرابستان دل از مشغله اغيار خالى گشت ، شايسته آن شد كه سلطان محبت حقيقى بر تخت دل نشسته ، به موجب كريمه : إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها ، 560 نظام سابق را در هم شكسته در مقام عبودت و عبوديت متمكن گردد و بىمزاحمت اغيار ، وصل محبوب دست دهد و اگر كسى را متوليت توليت امور بندگان خدا دست دهد و تقلد امر سلطنت ميسر گردد بداند كه پادشاهى را شرايط است كه بى آن شرايط امور سلطنت در دين و دنيا نظام نگيرد و رعايا و مملكت را بر پادشاه حقوق است كه بىاداء آن حقوق پادشاه از عذاب اخروى نجات نيابد و آن جمله بر سبيل ايجاز ذكر كرده آيد ، به حقيقت هر يك اشارتى كرده شود . اما شرايط سلطنت دو چيز است : اول آن است كه واقعه كه پيش آيد ، حاكم و پادشاه خود را يكى از رعايا تصور كند و ديگرى را بر خود حاكم بيند و در آن حال هر حكمى كه از ديگرى بر خود روا و مرعى ندارد ، مثل آن از خود بر ديگرى روا ندارد ؛ شرط دوم آنكه قضاء ( 231 ر ) حاجات مسلمانان افضل طاعات شمرد چه در خبر است كه « ادخال السرور فى قلب المومن يوازى عمل الثقلين » يعنى رسول - عليه السلام - فرمود كه : شاد كردن دل مؤمن را برابر است با همه طاعات آدميان و پريان . پس پادشاه مسلمان آن است كه پيوسته منتظر حاجات مسلمانان باشد و چون داند كه مسلمانى كه برادر اوست منتظر و محتاج است تا حاجت كفايت نكند به هيچ عبادتى مشغول نشود و به جهت راحت نفس خود اهمال حاجات مسلمانان روا ندارد . شرط سيوم آنكه در خوردن و پوشيدن اقتدا به سيرت خلفاء راشدين كند و نفس را به طعام‌هاى خوش خوردن و به جامه‌هاى به تكلّف پوشيدن عادت نكند كه روايت است كه آن روز كه امير المؤمنين على - رضى اللّه عنه - به خلافت نشست ، به بازار رفت و پيراهنى خريد به سه درم و آستين و دامن آن آنچه از دست و شتالنگ 561 زياده بود