ميرزا محمد حيدر دوغلات
493
تاريخ رشيدى ( فارسي )
نظم : عشق آن شعله است كو چون برفروخت * هر چه جز معشوق باقى جمله سوخت شاد باد اى عشق خوش سوداى ما * اى طبيب جمله علتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما * اى تو افلاطون و جالينوس ما پس بدان اى عزيز كه در كباير 555 هفت است : اول شرك باللّه است ، نعوذ باللّه ؛ دوم كسى [ را ] « 1 » بناحق كشتن ؛ سيوم قذف محصن ؛ 556 چهارم مال يتيم به ناحق خوردن ؛ پنجم سود زر خوردن ؛ ششم روز جنگ با كافران ، يك مومن از دو كافر گريختن ؛ هفتم عقوق والدين يعنى عاصى شدن با مادر و پدر و بعضى از كبرا گفتهاند كه گناه كبيره آن است كه شارع بر او چيزى تعيين نكرده است و اين اقرب است ، گفتهاند تا آنكه تصريح به وعيد كردهاند در وى ، و غير اين نيز نيست . اما آنچه شيخ ابو طالب مكى كه از عظماى ارباب مشاهده است و سخنان او مستشهد اين طايقه عليّه است و سخن او مثل نص است ، در كتاب خود كه قوت القلوب است ، آورده است كه آنچه به تحقيق پيوسته است و كل اهل اللّه متفقاند ؛ آن است كه كباير هفده است و هركه از اين اجتناب نمايد باقى همه صغاير است مغفور مىشود . 557 و چهار از آن تعلق به دل دارد : اول شرك باللّه ، نعوذ باللّه ؛ دوم نوميدى از لطف خداوند هرچند گناه بسيار دارد ؛ سيوم ايمنى از خشم خداوند هرچند طاعت بسيار دارد ؛ چهارم اصرار بر معصيت . و چهار ديگر تعلق به زبان دارد : اول گواهى دروغ ؛ دوم سوگند دروغ كه حق را در صورت باطل نمايد و باطل را در صورت حق ؛ سيوم قذف ( 230 پ ) محصن ؛ چهارم سحر كردن . و دو از آن تعلق به دست دارد : اول دزدى كردن ؛ دوم خون به ناحق ريختن . و سه از آن تعلق به شكم دارد : اول خمر خوردن ؛ دوم مال يتيم به ناحق خوردن ؛ سيوم سود زر خوردن . و دو از آن تعلق به فرج دارد : يكى زنا و دوم لواطه . و يكى از آن تعلق به پا دارد و آن روز جنگ ، يكى مسلمان از دو كافر گريختن . و يكى از آن به تمام بدن تعلق دارد و آن عقوق والدين است ، يعنى عاصى شدن با مادر و پدر . هر كه از اين
--> ( 1 ) . نب : - را .